تبليغاتX
فصل چهارم

 

میکانیزم های آشفته و راه دشوار صلح!

نزدیک به یک دهه از استقرار نظام جدید سیاسی در کشو و مبارزه با تروریزم با مشارکت و حضور قوی جامعه بین المللی می گذرد. با وجود موفقیت هایی نسبی که بدست آمده است و زمینه های خوش بینانه ای که برای زندگی فراهم آمده است؛ اما با آن هم هنوز جنگ و خشونت‏ یا به تعبیر دقیق تر وجود ناامنی های دوام دار و گاها روبه گسترش عناوین نخستین خبرهای روز و نگرانی های جدی و ضرورت اولیه جامعه ما را شامل می شود.

ظواهر قضایا چنین حکایت دارد که با وجود تلاش ها و عملیات های متواتر و سنگین در مبارزه با تروریزم و استقرار صلح و ثبات در کشور، هیچ یک از آن سیاست ها و روش ها به نتیجه لازم منجر نگردیده است. براین اساس توسل به "صلح" آخرین تیر در ترکش برای آرام ساختن مخالفین و استقرار ثبات و امنیت در کشور می باشد که در سال ها و روزهای اخیر در دست اقدام می باشد. در این زمینه نیز با وجود اینکه حکومت، جامعه بین المللی و حتا مخالفین ادعای مصالحه و مذاکره را داشته اند و گام های چند هرچند نامشخص ، پیدا و ناپیدا برداشته شده است؛ اینک افکار عمومی این پرسش را مطرح می سازد که آیا آنچه که از آن بعنوان روند مذاکره یا مصالحه با مخالفین یاد می شود به نتیجه لازم و مطلوب منجر خواهد شد یا اینکه این شعارهای صلح طلبانه و ادعای مذاکره و گفتگو خود تجدید قوا برای نبردهای تازه تر و شدیدتر خواهد بود و در نهایت اینکه معرکه نبرد و جنگ از گذشته هم وسیعتر و خشونت بارتر و پردوام تر خواهد بود؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه چهارم بهمن 1390 و ساعت 18:48 |

فرجام تردید مذاکره با طالبان

از چندی بدین سوی است که موضوع مذاکره با مخالفان (طالبان) اوج بیشتری یافته است. طبق برخی شواهد چندین سال است که حکومت ادعای گفتگو با طالبان را دنبال می نماید و در جستجوی آدرس خانه ملاعمر می باشد، حکومت برای دست یابی و تحقق این ادعا هزینه های سنگین و کلانی را گذاشته است. هم چنین بیش از یک سال است که ایالات متحده امریکا همراه با پاکستان ، قطر و عربستان سعودی برای به رسمیت شناختن طالبان و ایجاد یک نمایندگی و به تعبیر سیاسی سفارت برای این گروه تلاش می ورزد. البته تلاش امریکا برای مذاکره با طالبان درحالی دنبال گردیده است که حکومت در این رابطه هیچگونه اطلاعی ندارد. بدنبال طرح مذاکره قطر، نیز حکومت اعلام داشته است که از محتوای ملاقات ها با طالبان در قطرهیچ اطلاعی نداشته و همچنین ایجاد نمایندگی طالبان در قطر نیز بدون اجازه و اطلاع دقیق حکومت می باشد. برخی اطلاعات حاکی از آنست که تماس طالبان با مقامات قطر در ده سال گذشته مرتب ادامه داشته و امارات متحده یکی از حامیان طالبان بشمار میرود. منابع این اطلاعات بدین باوراند که جامعه جهانی اعتماد لازم خود را به حامد کرزی از دست داده و در نازل ترین درجه قرار دارد. به زعم آنان جامعه بین المللی بدین باور هستند که حکومت افغانستان برای از بین بردن فساد اداری و قاچاق مواد مخدر که در بالاترین مقام های ارشد دولت رسوخ نموده است، هیچ اقدامی ننموده است و فقط با شعارها و ادعاهای بی پشتوانه به آدرس نیروهای ناتو و امریکا بی اعتمادی جامعه جهانی نسبت به حکومت را سبب شده است. بدین لحاظ احتمال می رود که پیگیری روند قطر از سوی مقامات امریکایی بدون اطلاع مقامات رسمی کشور نشانه کم علاقگی آنان نسبت به حکومت باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه چهارم بهمن 1390 و ساعت 18:46 |

تروریست کیست؟

هرچند که تروریسم ریشه در تاریخ سیاسی و نظامی جهان دارد؛ اما در قرن اخیر و بویژه چنددهه اخیر، مفهوم تروریسم به شکل ویژه و برجسته ای در ادبیات جهانی مطرح گردیده است. امروزه مفهوم تروریسم در ابعاد مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی مطرح می باشد؛ اما در عرصه سیاسی بگونه ای خاص مورد توجه قرار گرفته است.

ظهور گروه القاعده و طالبان، با رویکردهای خشونت بار تروریستی در منطقه و جهان و با ایدئولوژی ستیزه جویانه که رنگ دین و مذهب بخود گرفته است، مفهوم تروریسم را بیش از همه برجسته و با اهمیت ساخته است. سلطه گروه خشونت گرای طالبان در افغانستان و همکاری تنگاتنگ و در نهایت اتحاد استراتژیک این گروه با گروه دهشت افکن القاعده رویه و صفحه جدیدی را در رویکردهای تروریستی به نمایش گذاشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه چهارم بهمن 1390 و ساعت 18:45 |

افزایش تولید موادمخدر، هم چنان چالش بزرگ کشور است!

طبق گزارش های نشرشده سازمان ملل متحد طی ارزیابی اعلام داشته است که تولید تریاک در افغانستان در سال گذشته میلادی یعنی سال 2011 هم چنان در حال افزایش بوده و ارزش تقریبی تریاک تولید شده معادل نه درصد از تولید ناخالص ملی را تشکیل داده است. یعنی اینکه میزان ارزش تریاک تولید شده طی سال گذشته تقریبا یک میلیارد و چهارصدمیلیون دالر می باشد که نسبت به سال گذشته یک صدوسی درصد افزایش تولید تریاک را نسبت به سال 2010 نشان میدهد. متاسفانه افغانستان نه تنها در سالهای بحران و جنگ، بلکه در سالهای اخیر که سالهای صلح و استقرار نظام سیاسی یاد می شود و با وجود حضور گسترده و قوی جامعه بین المللی شاهد روز افزون کشت و تولید تریاک و موادمخدر و مشتقات آن می باشد. قبل از همه باید یاد آور شد تبلیغات و هزینه های مبارزه با موادمخدر هم از جانب حکومت و هم از جانب جامعه بین المللی فوق العاده بوده است. سازمان ملل بارها طی ارزیابی های خود ضمن ارائه هشدار های لازم در مورد افزایش کشت و قاچاق موادمخدر در کشور، بر اصل مبارزه و ریشه کن ساختن آن نیز تاکید ورزیده است که از سوی حکومت و جامعه بین المللی بنابرظاهر امر مورد تایید قرار گرفته است. اما اکنون سوال اینست که با وجود هشدارهای داده شده و تاکید های صورت گرفته در امر پیش گیری از کشت و تولید موادمخدر و مبارزه با آن چرا میزان کشت و تولید این آفت کشنده و خانمانسوز ضدبشری در حال افزایش است؟ آیا هیچ نهاد مسئول در این رابطه وجود ندارد؟ وظیفه وزارت مبارزه با موادمخدر و بسیاری از سازمان های داخلی و خارجی در این رابطه چیست؟ پولیس مبارزه با موادمخدر که هزینه سنگینی را در شرایط سخت کنونی بخود اختصاص داده است چه امر دیگری را به پیش می برد؟ سرانجام اینکه طبق قانون و اصول متعارف بین المللی مرجع و نهادی مسئول و پاسخگو در این رابطه باید وجود داشته باشد؟ این مرجع و نهاد کدام است؟

واقعیت اینست که پدیده موادمخدر یک پدیده تاریخی و جهانی است. یعنی روی آوردن به موادمخدر با اغراض متفاوت اعم از تولید و فروش آن جهت سود اقتصادی و یا استفاده از آن جهت اشباع انگیزه اعتیادآور یا استفاده از آن حتا بعنوان ابزار های سیاسی برضد دشمن و رقیب ریشه در دوران های کهن دارد. هم چنین روی آوردن به مسئله موادمخدر از ابتدایی ترین صورت تا پیچیده ترین شکل ممکن طی شده است. تولید و قاچاق موادمخدر از آغاز تاکنون مناطق جغرافیایی گوناگونی را دربر گرفته است. زمانی قاره افریقا مرکز آن بشمار می رفت، زمان دیگر قاره امریکای مرکزی و هنگامی نیز جنوب شرق آسیا و اکنون جغرافیای سیاسی افغانستان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در سه شنبه چهارم بهمن 1390 و ساعت 18:43 |

طالبان از تعقیب تا مقبولیت!

اگر طراحان سیاست آشفته و آلوده کنونی سیاست در منطقه و کشور حافظه خود را در ارتباط با عملکردهای ضدانسانی طالبان و محکومیت آنان در دادگاههای بین المللی و وجدان انسان های آزاده از دست داده باشند، یا اینکه خود را بفراموشی زده باشند؛ اما حافظه مردم ما و جهانیان از یاد نبرده است که سیاست بازان بین المللی با ادعای مبارزه با تروریزم چگونه سخن از اجرای عدالت و نابودی تروریزم و ریشه کن ساختن خشونت در جهان و منطقه بر زبان می آوردند. آنان به صراحت از شجاعت خویش و سربازان در مقابله جسورانه برای براندازی طالبان و فروپاشی القاعده حماسه سرایی می نمودند. دستگیری و مجازات سران القاعده و طالبان کم ترین و فوری ترین وعده ها و نویدهای بود که آنان به مردم افغانستان و جهان، بویژه به مردم خود که فرزندان شان را در میدان های مرگ فرستاده بودند، داده بودند. اما هنوز غریو آن شادی ها و رجزخوانی ها و رزم آوری ها فرو ننشسته است که شاهد تغییر صدوهشتاد درجه در دستگاه سیاسی و نظامی مدعیان مبارزه با تروریزم می باشیم. این تغییر موضع پس از مرگ مشکوک اسامه بن لادن نسبت به موضوع مبارزه با تروریزم و گروه جنگ افروز و جنایت کار طالبان بطور اخص بوجود آمده است. تغییر موضع آشکار ایالات متحده امریکا بعنوان سردمدار ائتلاف مبارزه با تروریزم در اظهارات اخیر جوبایدن معاون رئیس جمهور آن کشور و نیز افتتاح دفترسیاسی برای طالبان در قطر با توافق آلمان و امریکا هویدا گردیده است. معاون رئيس جمهور امريکا طی یکی از آخرین اظهار نظرهای خود تغییر رویکرد امریکا را در ارتباط با طالبان را بیان داشته است. وی گفته است: زمامداران قبل از رويداد 11 سپتمبر درکابل، دشمنان آنها نيستند. این تغییر رویکرد که نقطه پایان نهادن به مبارزه با طالبان تلقی گردیده است، مقام های امریکا و ائتلاف مبارزه با تروریزم را با در نظر داشت وقوع و ادامه جنگ چندین ساله در کشور و هزینه هایی که این جنگ بر مردم امریکا و افغانستان تحمیل نموده است، پرسش هایی عدیده ای را خلق نموده است. پرسش های بنیادی که مقام های یاد شده بایستی با شفافیت و دقت به آن پاسخ گویند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه دوازدهم دی 1390 و ساعت 12:18 |

مذاکره با طالبان؛ تقلیل ارزشهای دموکراتیک!

مدت هاست که بحث گفتگو با مخالفین، بویژه با طالبان در ادبیات و روش دولتمردان کشور محور تلاش ها و گفتگوها قرار گرفته است. تمرکز بر روی این موضوع تا بدان حد جدی و سنگین به نظر می رسد که گویا گره تمام نابسامانی ها و یا به معنای دیگر مسئولیت نخستین و اساسی حکومت فقط به راه اندازی گفتگو و مصالحه با مخالفین و طالبان می باشد و سایر مسئولیت های قانونی حکومت کاملا در حاشیه گذاشته شده است.

طرح مذاکره با مخالفین تبعات مختلفی را در عرصه سیاسی کشور درپی داشته است. جدایی صفوف حکومت و عناصرسیاسی همسوی با آن از نخستین پیامدهای طرح موضوع گفتگو با مخالفین بشمار می آید.به معنای دیگر ریزش پیاپی در صفوف حکومت از زمان آغاز طرح گفتگو با مخالفین، موجب گردید بخش بزرگی از نیروهای فعال سیاسی از بدنه و مسیر مشترک با حکومت راه خود را جدا سازند. البته این جدایی دو سویه بوده است، یعنی اینکه گاه به دلیل بی مهری و چگونگی سیاست گذاری حکومت در ارتباط به موضوع این ریزش صورت گرفته است؛ و زمانی دیگر نیز نیروهای سیاسی حضور و نقش خود را در ساختار حکومت و اثر گذاری در سیاست گذاری ها و یا همراهی در مسیر و هدف مشترک غیرموثر و ایذایی دانسته، بنابر این راه خود را از حاکمیت جدا ساختند. این ریزش مرحله به مرحله، حلقه های گوناگون یاران و دوستان رئیس جمهور و موء تلفین حکومت را دربرگرفته است و هم چنان ادامه دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه دوازدهم دی 1390 و ساعت 12:15 |

زندگی با دو عشق

زندگی با دوعشق: عشق به همرزم و عشق به مبارزه برای رهائی انسان
تانیا زن کمونیست و... چریک هم رزم ارنستو چه گوارا - گردآوری و ترجمه از آناهیتا اردوان

هایدی تامارا بانکی بیدر، معروف به تانیای چریک، انقلابی کمونیستی بود که نقش بسیار مهمی در جنبش های انقلابی کشورهای آمریکای لاتین داشت. او تنها زنی بود که در گروه چریکی به رهبریت چه گوارا تا آخرین نفس رزمید. امروزه، تصویر تانیا در همه فدراسیون های زنان کوبا دیده می شود. تانیا در بوینس آیرس، آرژانتین از اریک بانکی و نادیا بیدر که هر دو کمونیستهای آلمانی بودند به دنیا آمد. مادرش یهودی بود. والدین وی در سال 1903 از دست نازی گریخته و به آرژانتین پناه بردند. تانیا همراه با خانواده اش در سال 1952 به شرق آلمان نقل مکان کردند. تانیا در سن هیجده سالگی، زمانیکه در دانشگاه هامبولت آلمان در رشته علوم سیاسی به تحصیل مشغول بود به عضویت حزب اتحاد سوسیالیستهای آلمان در آمد. در سال 1960، زمانیکه چه گوارا با رفیق کوبائی خود از آلمان دیدن می کرد با تانیا که در آن زمان مترجم فستیوال جوانان بود، آشنا شد. تانیا که به جنبش چریکی امریکای لاتین علاقه زیادی داشت و نیزرهبر این جنبش ها را ملاقات کرده بود در سال 1961 به کوبا سفر کرد. تانیا در آنجا تعلیمات لازم رزمی را دیده و بزودی یکی از نزدیکترین رفقای چه گوارا شد. او تنها زنی بود که تا آخرین نفس در کنار چه گوارا جنگید. تانیا فقط شش هفته ئ قبل از کشته شدن چه گوارا به دست مزدوران سازمان سیای آمریکا، سال 1967، دریک حمله ئ نابرابر، بیرحمانه کشته شد. تیم چریکئ تانیا از تیم اصلی به رهبرئ چه گوارا تصادفا جدا شده بود. تانیا اولین کسی بود که در گردان خود مورد شلیک مزدوران قرار گرفت. گفته می شود که تیر به دو دست وی اصابت کرده واو را در دریاچه ریو گراند پرتاب می کند. تانیا که دو دستش مجروح شده بود و تا کمر در آب فرو رفته بود هنوز تفنگ خود را بالای سرش نگاه می دارد. زمانیکه چه گوارا که تانیا را بسیار دوست می داشت، خبر کشته شدن تانیا را شنید خبر را باور نکرده و گمان می برد که این خبر توسط مخالفان برای نا امید کردن مردم گزارش شده است. البته، چه گوارا نیز بعد از گذشت تقریبا شش هفته در تاریخ هشتم اکتبرهمانسال توسط مزدوران سرمایه به قتل رسید. بخشی ازاستخوانهای بدن تانیا در سال 1998 پیدا شد و نزدیک آرامگاه چه گوارا در کوبا، سانتا کلارا، به خاک سپرده شد. در دفتر خاطرات تانیا که بعدها پیدا شد نوشته شده است: زندگی مهمترین چیزی است که یک انسان بدست می آورد. زندگی فقط یکبار به انسان داده می شود بنابراین انسان باید به گونه ای از آن بهره ببرد که درسالیانی که زندگی می کند بجزاندوختن تجربه وتدبیر، از اشتباهات و خطاهائی که در گذشته انجام داده خجالت زده نباشد. بدین ترتیب، هنگام مرگ می تواند بگوید که من همه ئ قدرت و زندگیم را برای مبارزه جهت رهائی انسان که زیباترین کارواقدام است، صرف کردم
By: برنا بالنده

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 و ساعت 10:16 |

حسرت رعایت ارزشهای حقوق بشری در کشور!

حسرت رعایت ارزشهای حقوق بشری  در کشور!

افغانستان در حالی از شصت و چهارمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر تجلیل می نماید که وضعیت حقوق بشر در مدت سالهای گذشته، بویژه در سالهای اخیر چندان رضایت بخش دیده نمی شود. البته این نقد در عملکرد و اهتمام به رعایت موازین حقوق بشری در حالی ایراد می گردد که قانون اساسی کشور به صراحت رعایت و احترام به اعلامیه جهانی حقوق بشر را در خود گنجانیده و یکی از مسوولیت‌های جدی دولت افغانستان دانسته شده است، از جانب دیگر افغانستان مانند دیگر اعضای سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر را امضاء نموده و خود را بدان متعهد دانسته است. اما از شواهد چنین نتیجه بدست می آید که افغانستان در رعایت مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر موفق نبوده است.

وجود اداره ضعیف و ناتوان که در قسمت بهبود اداره و ارائه خدمات به مردم ناتوان می باشد؛ وضعیت نامناسب در زندان ها اعم از رویه نامطلوب مقامات زندان و زندانبانان، توقیف های بی موجب و طولانی مدت بگونه ای یک زندانی گاه به جرم اندک مدتها در زندان بدون سرنوشت محبوس میماند؛ وجود شکنجه در زندان ها به منظور گرفتن اعتراف و یا بخاطر آزار واذیت؛ شیوه معافیت در دستگاه اداری و عدلی کشور که تاکنون هیچ مجرم و متخلفی به سزای واقعی اش نرسیده است، بلکه در مواردی با وساطت و پرداخت رشوه از زندان آزاد و یا از جرمش تبرئه گردیده است؛ وجود تبعیض در شیوه حکومتگران اعم از تبعیض جنسی؛ قومی، زبانی و منطقه ای و...؛ تهدید و کشته شدن افراد غیرنظامی از سوی مخالفین بخصوص در عملیات های انتحاری و انفجار مین ها و بمب های کار گذاشته شده در کنار سرکها که نمونه آشکار آن را در حادثه خونبار عاشورا و رویداد خونین قندهار و مزار شریف شاهد بودیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 و ساعت 13:45 |

مبارزه با فساد، شعار اغفال کننده!

فساد اداري، در جوامع بشري يك امر ديرينه و مسبوق به سابقه مي باشد. اين پديده براي جوامع ناشناخته نبوده و هميشه در دستگاه هاي حكومتي و اداره بگونه هاي مختلف، با شدت و ضعف هاي متفاوت وجود داشته است. اما اين پديده بعنوان يك پديده منفي و نامطلوب با پيچيده شدن دستگاههاي اداري معاصر، حضور و موجوديت خود را نيز پيچيده ساخته است. در دنياي امروز معضل فساد اداري يك امر بسيار چالش برانگيز بشمار مي آيد. بسياري از حكومت ها در اثر بوجودآمدن چنين آفتي سرانجام دچار انحطاط و سقوط گرديده اند و انرژي بسياري نيز در مقابله با آن به مصرف رسيده است كه در مواردي نتيجه بخش هم نبوده است. در اين ميان صدمه اي كه فساد اداري به كشورهاي توسعه نيافته و يا  در حال گذار وارد مي نمايندغيرقابل تصور بوده و بسيار عميق و گسترده مي باشد. وجود اين پديده شوم در مواردي موجب ايجاد بحران هاي فزاينده و مهار ناپذير گرديده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 و ساعت 13:39 |
عاشورا، نهضت جاودانه تاریخ !
به نظرمی رسدیکی ازبهترین تحلیل ها درباره واقعه عاشورا، تحلیل دکترعلی شریعتی درباره آن می باشد ؛ البته نه به آن مفهوم درآن جملات وکلمات حماسی وشورانگیزوعمیق توقف کرد، بلکه بازهم باید به حرکت ادامه دادوتفکرواندیشه دراین باب را عمق بخشید:

رسالتي به اين سنگيني، رسالت حيات و زندگي و حركت بخشيدن به بشريت، بر عهده ماست، كه زندگي روزمره‌مان را عاجزيم!

خدايا! اين چه حكمت است؟
و ما كه در پليدي و منجلاب زندگي روزمره جانوريمان غرقيم، بايد سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكاني باشيم كه در كربلا براي هميشه، شهادتشان و حضورشان را در تاريخ و در پيشگاه خدا و در پيشگاه آزادي به ثبت رسانده‌اند.

خدايا اين باز چه مظلوميتي بر خاندان حسين؟
اكنون شهيدان كارشان را به پايان رسانده‌اند. و ما شب شام غريبان مي‌گرييم، و پايانش را اعلام مي‌كنيم و مي‌بينيم چگونه در جامعه گريستن بر حسين (ع)، و عشق به حسين (ع)، با يزيد همدست و همداستانيم؟ او كه مي‌خواست اين داستان به پايان برسد.

حسين (ع) يك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نيمه‌تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. حجي كه همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش براي احياي اين سنت، جهاد كردند. اين حج را نيمه‌تمام مي‌گذارد و شهادت را انتخاب مي‌كند، مراسم حج را به پايان نمي‌برد تا به همه حج‌گزاران تاريخ، نمازگزاران تاريخ، مؤمنان به سنت ابراهيم، بياموزد كه اگر امامت نباشد، اگر رهبري نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد، چرخيدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوي است.

و اكنون حسين حضور خودش را در همه عصرها و در برابر همه نسل‌ها، در همه جنگ‌ها و در همه جهادها، در همه صحنه‌هاي زمين و زمان اعلام كرده است، در كربلا مرده است تا در همه نسل‌ها و عصرها بعثت كند.

و تو، و من، ما بايد بر مصيبت خويش بگرييم كه حضور نداريم.
+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در یکشنبه سیزدهم آذر 1390 و ساعت 12:2 |