برنامه توسعه هزاره سوم و افغانستان

هفته گذشته رهبران بیش از صدوچهل کشور جهان در مقر سازمان ملل متحد گرد آمدند تا اهداف برنامه توسعه هزاره سوم را به ارزیابی بگیرند. بان کی-مون، دبیر کل سازمان ملل متحد رهبران کشورهای شرکت کننده در اجلاس را ترغیب کرد که با وجود رکود اقتصادی جهانی، اهداف هزاره سوم را دنبال کنند و افزود که رسیدن به این اهداف تا سال 2015، امکان پذیر است. اما برخی از رهبران جهان دسترسی به اهداف توسعه هزاره سوم را بدون رشد اقتصادی، امری دشوار خواندند.

سوال عمده ای که شاید برای ما مهم باشد اینست که اساسا " برنامه توسعه هزاره " چیست؟ این برنامه چگونه شکل گرفته است؟ این برنامه چه اهدافی را و از چه طریقی دنبال می نماید؟ رهبران جهان در اجلاس هزاره ملل متحد در سپتامبر سال 2000 میلادی با در نظر گرفتن مجموعه ای از اهداف قابل دسترس، در زمانی معین و مشخص هم چون مبارزه با فقر،گرسنگي، بيماري، بيسوادي، نابودي محيط زيست و تبعيض عليه زنان و... توافق گردیده در پی آن نیز اعلامیه ای را بنام "اعلامیه اجلاس هزاره " صادر کردند که طیفی گسترده از تعهدات یاد شده در آن ذکر گردیده و تعهد شده است که این اهداف تا سال 2015 تامین شوند. هدفهاي توسعه هزاره كه تا میعاد تعیین شده بايد تحقق يابند: ریشه کنی فقر، تامین آموزش ابتدائی در سطح جهانی، برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان، کاهش مرگ و میر اطفال، بهبود وضعیت مادران، مبارزه با ایدز؛ مالاریا و سایر بیماری‌ها، تضمین پایداری محیط زیست، مشارکت جهانی برای توسعه. كارگزاريهاي ملل متحد، كميته همكاري توسعه "سازمان همكاري اقتصادي و توسعه "، در موارد بسياري بانك جهاني و صندوق بين المللي پول، به منظور حمایت و نظارت بر این برنامه و ارائه گزارشهای در زمینه تحقق آن براي هر كشور مشغول فعاليت می باشند. در زمینه پیشرفت این برنامه باید گفت که اغلب کشورهای جهان در حال پيشرفت در جهت نيل به هدفهاي توسعه هزاره می باشند.اما اين پيشرفت نابرابر و بسيار کند می باشد. اغلب کشور ها فقط در صورتي به هدفهاي توسعه هزاره دست خواهند يافت كه از پشتيباني اساسي، حمايت، تخصص و منابع مالي لازم بویژه از همکاری های بین المللی برخوردار باشند. چنانچه یکی از چالش های عمده برای تحقق یافتن برنامه یاد شده عبارت از بسيج حمايت مالي و اراده سياسي، متعهد كردن دوباره دولت ها، جهت دادن مجدد اولويت ها و خط مشي هاي توسعه، ظرفيت سازي و كمك خواستن از شركا برای نیل به اهداف ذکرشده گفته شده است.

افغانستان در آغاز هزاره سوم که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد دایر گردیده بود، هنوز هم درگیر جنگ و بحران  بود، به همین جهت نتوانست که در تدوین اهداف انکشافی هزاره سهم بگیرد. اما در سال 2004 دولت افغانستان اعلامیه هزاره سوم و اهداف توسعه ای آن را پذیرفته و به تصویب رساند. از آنجای که افغانستان به دلیل درگیر بودن در جنگ و بحران قادر نبود هم پای سایر اعضای جامعه بین المللی در برآورده شدن اهداف هزاره سوم حرکت نماید؛ با در نظرداشت واقعیت های کشور، دولت نقطه آغاز برنامه انکشافی هزاره سوم را بین سال های 2002و 2005 و زمان رسیدن به اهداف را سال 2020 تعیین نموده است. دولت افغانستان با وجود اینکه فقر و بیکاری، وضعیت خراب بهداشتی و عقب ماندگی شدید در عرصه آموزش و...را از چالش های اساسی و فراگیر میداند؛ اما با در نظرداشت نبود امنیت و ضرورت استقرار صلح و ثبات در کشور، دست یابی به امنیت پایدار را به اهداف هشتگانه برنامه توسعه هزاره سوم افزوده است. افغانستان اجرای برنامه توسعه هزاره سوم را بگونه ای برنامه ریزی نموده است تا با در نظر داشت اولویت های ملی از طریق برنامه استراتیژی ملی انکشاف افغانستان، مورد حمایت قرار گرفته و تحقق یابد. افغانستان سعی ورزیده تا با جلب همکاری و همیاری مشترک جهانی از طریق موافقتنامه های بن، توکیو و برلین، کنفرانس های لندن و پاریس به پیشرفت های لازم نایل گردد؛ با وجود این چنین پیداست که هنوز هم برای رسیدن به این اهداف کمک های وسیع و مداوم جامعه جهانی را نیاز دارد.

در زمینه ارزیابی چگونگی اجرای برنامه انکشافی هزاره سوم در کشور باید گفت هرچند دامنه و عمق عدم توسعه یافتگی خیلی شدید بوده و نبایستی انتظار داشت که در مدت تعیین شده رفع گردد؛ ولی با توجه به فرصت ها و زمینه های مساعد داخلی و بین المللی که برای افغانستان فراهم گردیده است متاسفانه حکومت به دلیل بی کفایتی و سوء مدیریت قادر نگردید که گامهای جدی و اولیه را در جهت تحقق اهداف برنامه توسعه ای هزاره سوم بردارد. این واقعیت را می توان از شرایط عینی جامعه و نیز ارزیابی های که کارگزاران حکومت ارائه میدهند و نیز تحقیقاتی که گروههای پژوهشی انجام داده اند دریافت . بطور مثال براساس گزارش ارائه شده از سوی وزارت صحت عامه نزدیک به بیست میلیون جمعیت کشور در معرض تهدید مبتلا شدن به بیماریهای سخت از جمله مالاریا می باشند. هم چنین کشور جایگاه دوم جهانی را از لحاظ مبتلایان به بیماری سل دارد. یا در زمینه توسعه آموزش هنوز بیش از هفتاد درصد جمعیت را بی سوادان تشکیل میدهند و... .چنانچه در اجرای برخی برنامه تا اندازه ای پیشرفت دیده می شود، این رشد و پیشرفت نیز نامتوازن و کارتونی بوده است. به همین جهت در آینده نیز انتظار نمی رود که حکومت با این سیاست و اراده ضعیف در مدیریت کشور قادر شود که تغییرات لازم را در جهت تحقق اهداف برنامه توسعه ای هزاره سوم موفقیتی را بدست آورد. در واقع این فرصت ها و زمینه هایی از که از مردم افغانستان سلب می گردد.

 

+ نوشته شده توسط عبدالشکوراخلاقی در دوشنبه پنجم مهر 1389 و ساعت 9:49 |