پول‌های سیاه؛خانه از پای بست ویران است!

پول‌های سیاه؛

خانه از پای بست ویران است!

برای چندمین بار گزارش‌های در رسانه‌های خارجی به نشر رسیده است که دفتر ریاست جمهوری افغانستان، پول‌های هنگفتی را از سازمان‌های استخباراتی امریکا و بریتانیا در طی ده سال گذشته دریافت داشته است. هرچند افغانستان در ده سال گذشته به دلیل شرایط ناگوار اقتصادی و نوپای بودن نظام سیاسی بر کمک‌های کشورهای خارجی و موسسات بین المللی متکی بوده است. اما این حمایت‌های اقتصادی و مالی کشورها و موسسه‌های خارجی کم از کم در شفافیت نسبی قرار داشته و از لحاظ قانونی توجیه پذیر به نظر می‌رسد.

آنچه سبب گردیده است که دریافت پول‌های بی‌شمار از سوی دفتر ریاست جمهوری بحث‌ها و واکنش‌های جدی را برانگیزد این است که درباره پول‌های دریافت شده هیچگونه شفافیت و توجیه قانونی وجود ندارد. بر اساس گزارش روزنامه نیویورک تایمز؛ ده‎ها میلیون دالر طی مدت‌های طولانی به‌صورت غیرقانونی، در بکس‌های دستی توسط ماموران سی آی ا جابجاگردیده و به دفتر آقای کرزی داده شده است. نکته پرسش برانگیز اینست که گزارش‌های یاد شده تاکید دارد که این پول‌ها در هیچ دفتری، حتا به دفتر خود رییس جمهور کرزی نیز ثبت نگردیده است.

در واکنش به چنین گزارش‌هایی رییس جمهور درجریان سفرش به فنلند به گرفتن پول نقد اعتراف نموده، گفت، از مدت ده سال به این‌سو، این پول‌ها به شورای امنیت ملی افغانستان تسلیم داده شده است. این در حالی است که دادفراسپنتا مشاور امنیت ملی رئیس جمهور از موضوع کاملا اظهار بی خبری نموده است. چنین اظهارات ضدونقیض موضوع را بیش از پیش مبهم و پرسش برانگیز ساخته است.

ادامه نوشته

اگرخارجی ها نمی بودند؟

اگرخارجی ها نمی بودند؟

موضوع "فرافکنی" دراصل مبحثی است که در روان‌شناسی کاربرد یافته است. گفته می شود برای بار نخست زیگموند فروید آن را مطرح نمود. فرافکنی یعنی نسبت دادن ناآگاهانه اعمال، عیب‌ها و امیال ناپسند خود به دیگران که در واقع ساز و کاری دفاعی به شمار می‌آید. به معنای دیگر فرافکنی به فرایند یا روشی اشاره دارد که افراد به مدد آن، ایده‌ها، تصویرها و امیال خود را بر محیط بیرونی‌شان تحمیل می‌کنند. همانطور که بیان شد اصطلاح فرافکنی بیشتر در مباحث روانشناسی و روان‌کاوی کاربرد دارد؛ فرد از طریق " فرافکنی " می‌کوشد تا تمایلات نامناسب و ناپسند خویش را به دیگران نسبت دهد و در نتیجه خود را عاری از هرگونه عیب و نقص بداند و خود را از احساس گناه و خطا و لغزش برهاند. فرافکنی، با برجسته کردن و اغراق آمیز کردن صفات شخصیتی منفی در دیگران، سعی دارد از اضطراب خود بکاهد.

در ادبیات ما نیز درباره "فرافکنی" چنین آورده شده است:"کافر همه را به کیش خود پندارد." در یک مثال ساده دانشجویی که در امتحان ناکام می‌شود، می‌گوید که استاد امتحان گیرنده سخت گیر بوده یا روش امتحان او ضعیف بوده است. در مثال دیگر ممکن است فردی از دوست خود عصبانی باشد، در همان حال همین فرد به دوستش بگوید که چرا از دست من عصبانی هستی؟ درحالی که خود وی عصبانی بوده و عصبانیت خود را به دوستش نسبت می‌دهد. در بررسی این موضوع از سوی دیگر می‌توان گفت معمولا رنجش ما از دیگران به سبب جنبه های حل نشده در درون خودما است. بنابر این، بیشتر اوقات مطالبی را که به عنوان قضاوت یا راهنمایی به دیگران می‌گوئیم، در واقع به "خود" می‌گوییم. مانقطه ضعف های خود را به دیگران نسبت می‌دهیم و مطالبی را به دیگران می‌گوییم که در درون خود ماست. هنگامی که در باره دیگران پیش داوری می‌کنیم، در حقیقت در باره خود پیش داوری کرده ایم. به علاوه، در بسیاری از موارد توصیه‌هایی که به دیگران می‌کنیم نشانه این است که خودما به آن توصیه‌ها نیاز داریم و بخشی از درون ما تشنه این توصیه‌هاست و آن را می‌طلبد .خصلت‌های فرافکنی شده به دیگران خصلت‌هایی است که در سایه ما به سر می‌برند و سایه آن بخشی از روان است که در اعماق خودآگاهی یا بین آگاهی و ناخودآگاهی قرار دارد. تا هنگامی که وجود برخی جنبه‌ها را در خود انکار می‌نماییم، افسانه فرافکنی ادامه خواهد داشت. همین طور هنگامی که کسی را تحسین می‌کنید، در واقع این فرصت را پیدا می‌کنید که یکی از جنبه‌های خود و او را پیدا کنید.

ادامه نوشته

هفت و هشت ثور، نیازمند نقد

هفت و هشت ثور، نیازمند نقد

روزهای هفت و هشت ثور، در تاریخ افغانستان از ماندگارترین روزهای آن بشمار می‌آید. روزهای که با آرمان‌ها، شعارها، اهداف و عمل‌های نه تنها متفاوت، بلکه متضاد نقش و اثرگذاری خود را در بستر زندگی ا جتماعی و تاریخی مردم ما برجای گذاردند. هفت و هشت ثور هرکدام شان، قطع نظر از داوري‌هاي ارزش محور و موضع گیری‌های معمول، سرآغازي دوره‌های پرالتهاب و پرماجرای در تاریخ کشور گردید که نه تنها سابقه نداشت، بل هرگز تصور آن نیز خطور نمی نمود. هفت ثور، باداعیه‌ تغییر بنیادی در ساختار سیاسی و طبقاتی کشور و پایان بخشیدن به ناعدالتی‌های اجتماعی و سیاسی شکل گرفت؛ اما شعار وراهی را که، شاید بنابرمقتضیات آن دوره برگزیده بود، سخت قهرآمیز و انقلابی بود: "این ملک، یک انقلاب می‌خواهد و بس/ خونریزی بی‌حساب می‌خواهد و بس/امروز دگر درخت آزادی ما/ از خون من و تو آب می‌خواهد و بس"اینگونه آنچه انقلاب ظفرنمون هفت ثور نامیده می‌شد با عبور از کوران خشم انقلابی و دریای طوفانی خون، به پيروزي نشست، و پيامدهاي خونين را نيز درپی‌آرود.

ادامه نوشته

افزایش حوادث ترافیکی؛ چرا؟

افزایش حوادث ترافیکی؛ چرا؟

در مجموعه چالش‌ها و رویدادهای گوناگونی که در این اواخر در کشور شدت و افزایش یافته است، یکی هم رویدادهای ترافیکی می‌باشد. از آنجای که حفظ جان شهروندان یکی از وظایف اساسی حکومت و هدف نهایی اجرای قوانین شمرده می‌شود، این موضوع می‌تواند مورد اهمیت واقع شده و درباره آن دیدگاه‌ها و راه حل‌های لازم ارائه گردد.

با استناد به گزارش‌های نشر شده مقام‌های ذدیربط گفته اند که قربانیان رویدادهای ترافیکی در شاهراه‌های کشور، نسبت به قربانیان بسیاری از خشونت‌های دیگر، بیشتر هستند. بر بنیاد گفته‌های رئیس عمومی ترافیک بیش از ۸۰۰ تن در نتیجه رویدادهای ترافیکی در 9 ماه گذشته (نیمه دوم سال گذشته و سه ماهه سال روان) در کشور جان خود را ازدست داده و بیش از ۲ هزار تن دیگر زخمی شدند. رئیس عمومی ترافیک، نبود جاده‌های معیاری و عدم آگاهی راننده‌ها از قوانین ترافیکی را مهم ترین عوامل در افزایش رویدادهای ترافیکی کشور دانست. چنانچه در یکی دیگر از گزارش‌های نشر شده گفته شده است که در یکی از ولایات کشور، از شروع سال جاری تاکنون نزدیک به 2500 تن در پی رویدادهای ترافیکی در هرات زخمی و 30 تن دیگر کشته شده اند سخنگوی شفاخانه حوزوی هرات، در این رابطه می‌گوید: این حوادث ترافیکی در شهر، ولسوالی‌ها و شاهراه‌های منتهی به شهر هرات رخ داده است. در همین حال در آخرین رویداد ترافیکی خونین در ولایت قندهار آمده است که ۴۵ تن از مسافرین در یک حادثه خونین ترافیکی در ولایت قندهار در جنوب کشور جان خود را از دست داده اند. سخنگوی والی قندهار در این رابطه به خبرنگاران گفته است که بر اثر برخورد یک بس  مسافربری با یک تانکر حامل سوخت در منطقه خاک چوپان ولسوالی میوند ولایت قندهار، چهل و پنج نفر کشته و ده تن دیگر هم زخمی شده اند.

گزارش‌های یاد شده بخشی از مجموعه رویدادهای روزمره ترافیکی در کشور می‌باشند. همانطور که اشاره شد در این رویدادها جان ده‌ها شهروند گرفته شده و خسارات سنگینی نیز در پی دارد. حال پرسش اینست که مسئول این همه رویدادها کیست؟ چه کسی بایستی در رابطه با حفظ جان شهروندان پاسخگو باشد؟ چرا جان شهروندان کشور نه فقط در برابر رویدادهای تروریستی و انتحاری با خطر روبرو گردد، بل در هنگام مسافرت و گشت وگزار نیز شهروندان کشور احساس امنیت نداشته باشند؟ آیا بر اساس آنچه درباره وظایف حکومت در قانون اساسی بیان شده است، مسئولین حکومتی در این باره مسئولیت نداشته و پاسخگو نمی باشند؟ وظیفه و مسئولیت شهروندان در این باره چیست؟ چه اقدام‌های برای پیشگیری از وقوع چنین رویدادهای خونین ترافیکی روی دست گرفته شده است یا بایستی اقدام گردد؟ زیر ساخت‌های جاده ای و شاهراه‌های کشور در وقوع چنین رویدادهای تکان دهنده تا چه اندازه اثر گذار می‌باشند؟ و....

هرچند مسئولین همواره کوشیده اند که از پاسخگویی آشکار و دقیق طفره رفته و بگونه از ادای مسئولیت شانه خالی نمایند؛ اما بربنیاد قانون اساسی و مجموعه قوانین منبعث از آن حکومت مسئولیت دارد که برای حفظ جان هم وطنان اقدام‌ها و تدابیر لازم را اتخاذ نماید. ولی این هرگز به معنای نفی مسئولیت پذیری و رعایت مقررات و قوانین از سوی شهروندان، بویژه رانندگان شاهراه‌ها نمی‌باشد. به مفهوم دیگر در وقوع رویدادهای ترافیکی و افزایش آن علل مختلف نقش دارند.

یکی از مهم ترین دلایل عمده که در گزارش‌های بدست آمده نیز برآن تاکید گردیده است، نامناسب بودن جاده‌های کشور، بخصوص آن جاده‌های که بعنوان شاهراه یاد می‌شود، می‌باشد. غیر معیاری بودن این جاده‌ها هم از لحاظ وسعت و نیز از لحاظ ساخت و ساز و مسایل زیربنایی سبب گردیده است که هرچند روز شاهد رویدادهای تلخ ترافیکی باشیم. نکته دیگر نبود علایم رانندگی و ترافیکی در مسیر جاده‌ها می‌باشد. یعنی یک راننده هرگز با علایم هشدار دهنده ای که نامناسب بودن موقعیت پیش روی را بیان دارد، مواجه نمی‌گردد. شاید افغانستان یکی از استثنایی ترین کشورهای جهان شمرده شود که در جاده های عمده آن علایم ترافیکی وجود ندارد. مورد دیگری که دروقوع این رویدادها اثر گذار دانسته می‌شود عدم آگاهی و رعایت ننمودن قوانین ترافیکی از سوی رانندگان و شهروندان می‌باشد. سرعت‌های غیرمجاز و انحراف های غیر قابل توجیه موترهای که دچار رویداد ترافیکی گردیده اند، بخوبی نشان می‌دهد که رانندگان و شهروندان نسبت به ابتدایی ترین قوانین و مقررات رانندگی آگاهی و آشنایی ندارند. آنچه این وضعیت را تشدید بخشیده است بی تفاوتی مسئولین ترافیکی است که در هنگام صدور جواز رانندگی دقت وانضباط لازم را بکار نمی گیرند.

آنچه نسبت به رویدادهای اخیر ترافیکی بیش از همه موجب تاثر گردیده است، بی تفاوتی مطلق نهادهای ذیربط هم چون وزارت فواید عامه و ترانسپورت و وزارت داخله می‌باشد. از هنگامی که رویدادهای ترافیکی افزایش یافته و جان ده‌ها هم‌وطن در معرض خطر قرار گرفته است، هیچ مسئولی از خود واکنش جدی نشان نداده و تصمیمی برای پیشگیری از آن نیز گرفته نشده است. چنین وضعیتی زیبنده مسئولین نبوده و می‌تواند پیامدهای بسیار ناگواری را در برداشته باشد. البته که یکی از علل افزایش رویدادهای ترافیکی نیز همین عدم احساس مسئولیت مقام‌های ذیربط دانسته می‌شود. بنابراین تا بیش از این جان ده‌ها هم‌وطن دیگر ما در رویدادهای ترافیکی با خطر روبرنگردد، باید همتی و واکنش و تدبیری از سوی مسئولین مربوطه، بخصوص وزارت فوایدعامه و وزارت ترانسپورت و وزارت داخله نشان داده شود. در غیر آن صورت طبق قانون مسئولیت همه این رویدادها متوجه مقام‌های حکومتی خواهد بود.

ادامه نوشته