مشکل هرات، فقط امنیتی نیست!
مشکل هرات، فقط امنیتی نیست!
ولایت هرات را به نسبت گذشته تاریخی_فرهنگی، شهر"باستانی" میخوانند؛ و به نسبت وضعیت جدید سیاسی_اقتصادی کشور، آنرا یکی از مراکزعمده "تجاری" و"اقتصادی" کشور یاد میکنند. البته نمادهای موجود دراین شهر هم "باستانی" بودن و هم"تجاری و اقتصادی" بودن شهر هرات را تایید میکند.
وجود آثارهای باستانی و مراکز علمی و فرهنگی، آرامگاه مردان بزرگ عرفان و اندیشه و سیاست هم چون خواجه عبدالله انصاری و علی شیرنوایی و .... نشان از آن دارد که این خطه از گذشتهی بس درخشان و پربار برخوردار بوده و تا هنوزهم آن خط فرهنگی، اگرچه کمرنگ ادامه یافته است. در زمان کنونی نیز وضعیت عمومی شهرهرات نسبت به برخی از ولایات کشور رشدیافته تر به نظر میرسد.
با تغییرات جدید سیاسی و اقتصادی که طی چندسال اخیر در کشور رونما گردیده است، با وجود نابسامانی ها و آشفتگیهای برخواشته از فساد اداری و حکومتداری بد، و میراث های شومی که از دوران بحران برجای مانده است، هرات نسبت به سایر ولایات از درخشش قابل قبولی برخوردار بوده است. رشد اقتصادی و صنعتی و تجاری در آن شهر از روند خوبی برخوردار بوده است، بگونه ای که بسیاری از آگاهان اقتصادی و سیاسی کشور، هرات را یکی از قطب های مهم اقتصادی کشور یاد میکنند. این ویژگی را می توان از وضع ظاهری شهر هرات نیز بخوبی دریافت.





پارلمان بر بی عدالتی و عدم توازن مهر تایید نهاد!
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »