نمره حکومت در ایجاد اشتغال: صفر!
نمره حکومت در ایجاد اشتغال: صفر!
هر چند نبود ثبات و امنیت لازم یکی از چالشهای اساسی کشور و نشانه ناکارآمدی حکومت وحدت ملی از زمان شروع بکار تاکنون شمرده میشود؛ وضعیتی که متاسفانه تمام سطوح و ابعاد زندگی مردم ما را تحت تاثیر قرار داده است. اما اینک بلای مصیبت بار تر از آن، که در واقع تشدید کننده ناامنی میباشد دامنگیر مردم ما شده است. این بلای مصیبت بار چیزی جز بیکاری مفرط و گسترده نمیباشد. اکنون در هرگوشه از کشور و شهرها و قریهها خیل بیشمار بیکاران را میتوان بصورت عینی مشاهده کرد. در این خیل بیشمار بیکاران کشور نوجوانان، جوانان و بزرگ سالان؛ زنان و مردان؛ تحصیل یافتگان و دانش آموزان ترک تحصیل کرده را میتوان دید. از جانبی صفهای طویل دریافت گذرنامه و اخذ ویزا برای رفتن بخارج در مقابل سفارت خانهها و نیز بازار دلالان و قاچاقبران انسان هر روز گرمتر و افزونتر میگردد. همانطور که گفته شد بیکاری و نبود شغل دوامدار از چالشهای اساسی حکومت و نگرانی جدی شهروندان طی چند سال اخیر گردیده است. البته این بدان معنا نیست که در دوره حکومت بی کفایت حامدکرزی کشور با چالش بیکاری روبرو نبوده است. به هرصورت اکنون وضعیت بگونه ای است که یافتن شغل و کار برای شهروندان کشور به یک رویای دست نیافتنی بدل شده است، با تآسف که بخش بزرگ جامعه ما به دلیل نبودن فرصتهای شغلی مناسب و دوامدار در تامین نیازمندیهای اولیه زندگی شان با سختیهای تاقت فرسا روبرو میباشند. مردم با مشکلات فراوان قادراند که به وضعیت فلاکت بار و زندگی بخور نمیر ادامه دهند. در شرایط کنونی اکثریت قاطع مردم به اصطلاح صورت شان را با سیلی سرخ نگهداشته اند. در حال حاضر هزاران جوان در کشور بدون کار و شغل رسمی زندگی میکنند و امیدی هم برای دستیابی به شغل مناسب را ندارند. در ارتباط با وضعیت بیکاری در کشور چندی پیش یکی از مقامهای وزارت کار و امور اجتماعی اظهار داشت هرچند ارقام دقیق از نرخ بیکاری در اختیار قرار ندارند، اما طبق گمانه زنیها از مجموع 9 ملیون افراد واجد شرایط کار در کشور، سه ملیون آن دارای شغل ثابت بوده و شش ملیون نفر دیگر بیکار اند: متاسفانه باید اظهار داشت که مشکلات اقتصادی و افزایش بیکاری برای افراد واجد شرایط کار در کشور از یک سال به این سو بطور بیپیشينه ای افزایش یافته است. بر اساس تازه ترین گزارش های نشر شده از سوی اداره مرکزی احصائیه حدود شصت درصد جمعیت کشور شاغل میباشند. براساس این آمار نرخ بیکاری در سال ۲۰۱۵ با ۱۵ فیصد افزایش به ۴۰ درصد رسیده است.
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »