نمره حکومت در ایجاد اشتغال: صفر!

نمره حکومت در ایجاد اشتغال: صفر!

هر چند نبود ثبات و امنیت لازم یکی از چالش‌های اساسی کشور و نشانه ناکارآمدی حکومت وحدت ملی از زمان شروع بکار تاکنون شمرده می‌شود؛ وضعیتی که متاسفانه تمام سطوح و ابعاد زندگی مردم ما را تحت تاثیر قرار داده است. اما اینک بلای مصیبت بار تر از آن، که در واقع تشدید کننده ناامنی می‌باشد دامنگیر مردم ما شده است. این بلای مصیبت بار چیزی جز بیکاری مفرط و گسترده نمی‌باشد. اکنون در هرگوشه از کشور و شهرها و قریه‌ها خیل بی‌شمار بیکاران را می‌توان بصورت عینی مشاهده کرد. در این خیل بی‌شمار بیکاران کشور نوجوانان، جوانان و بزرگ سالان؛ زنان و مردان؛ تحصیل یافتگان و دانش آموزان ترک تحصیل کرده را می‌توان دید. از جانبی صف‌های طویل دریافت گذرنامه و اخذ ویزا برای رفتن بخارج در مقابل سفارت خانه‌ها و نیز بازار دلالان و قاچاقبران انسان هر روز گرمتر و افزونتر می‌گردد. همانطور که گفته شد بیکاری و نبود شغل دوامدار از چالش‌های اساسی حکومت و نگرانی جدی شهروندان طی چند سال اخیر گردیده است. البته این بدان معنا نیست که در دوره حکومت بی کفایت حامدکرزی کشور با چالش بیکاری روبرو نبوده است. به هرصورت اکنون وضعیت بگونه ای است که یافتن شغل و کار برای شهروندان کشور به یک رویای دست نیافتنی بدل شده است، با تآسف که بخش بزرگ جامعه ما به دلیل نبودن فرصت‌های شغلی مناسب و دوامدار در تامین نیازمندی‌های اولیه زندگی شان با سختی‌‌های تاقت فرسا روبرو می‌‌باشند. مردم با مشکلات فراوان قادراند که به وضعیت فلاکت بار و زندگی بخور نمیر ادامه دهند. در شرایط کنونی اکثریت قاطع مردم به اصطلاح صورت شان را با سیلی سرخ نگهداشته اند. در حال حاضر هزاران جوان در کشور بدون کار و شغل رسمی زندگی می‌‌کنند و امیدی هم برای دستیابی به شغل مناسب را ندارند. در ارتباط با وضعیت بیکاری در کشور چندی پیش یکی از مقام‌های وزارت کار و امور اجتماعی اظهار داشت هرچند ارقام دقیق از نرخ بیکاری در اختیار قرار ندارند، اما طبق گمانه زنی‌ها از مجموع 9 ملیون افراد واجد شرایط کار در کشور، سه ملیون آن دارای شغل ثابت بوده و شش ملیون نفر دیگر بیکار اند: متاسفانه باید اظهار داشت که مشکلات اقتصادی و افزایش بیکاری برای افراد واجد شرایط کار در کشور از یک سال به این سو بطور بی‌پیشينه ‌ای افزایش یافته است. بر اساس تازه ترین گزارش های نشر شده از سوی اداره‌ مرکزی احصائیه حدود شصت درصد جمعیت کشور شاغل می‌باشند. براساس این آمار نرخ بیکاری در سال ۲۰۱۵ با ۱۵ فیصد افزایش به ۴۰ درصد رسیده است.

ادامه نوشته

مبارزه با فساد؛ سنگ کلان ....

                                    مبارزه با فساد؛ سنگ کلان ....

در روز های نخست آغاز بکار حکومت وحدت ملی یکی از برنامه های بنیادی و استراتژی حکومت وحدت ملی موضوع مبارزه با فساد اعلام گردید. این برنامه و استراتژی با چنان آب و تاب و لعاب و جدیتی طرح گردید که آب از دهان خلایق جاری گردید و همه افسوس خوردند بر آن همه سال های که در هجران چنین روز های زجر و فشار فساد را متحمل گردیدند. در این راستا حکومت نوپای وحدت ملی بدون فوت وقت قضیۀ کابل‌بانک را به عنوان بزرگ‌ترین پروندۀ فساد اداری در کشور روی دست گرفت، اما تاکنون نزدیک به دو سال از آن می گذرد، هیچ نتیجۀ مطلوب و عادلانه ای در ارتباط با آن مشاهده نمی شود؛ پس از آن اختلاس در وزارت شهرسازی، قاچاق سنگ های قیمتی از هرات و کوتاه ساختن دست های غارتگران از معادن و منابع مالی و گمرکی کشور مطرح گردید؛ ولی این موارد هم نیز فقط در سرتیتر خبر ها و عناوین رسانه ای به رسم یادگاری باقی ماند. موارد یاد شده و وضعیت تکان دهنده فساد در ساختار اداری کشور همه حکایت از آن دارد مدیریت سیاسی کشور برای ایجاد حکومت‌داری و اقدام ‌هایش در مبارزه با فساد کار ساز نبوده است. راهی که تاکنون حکومت وحدت ملی برای ایجاد اصلاحات و مبارزه با فساد پیموده است، راهِ درست و روشی راهبردی و نتیجه بخش نبوده است.

ادامه نوشته

مبارزه با فساد باید روشمند و ساختاری باشد!

مبارزه با فساد باید روشمند و ساختاری باشد!

فساد اداري در ساختار حكومت افغانستان از چالش‌هاي اساسي بشمار مي‌آيد كه برتمامي عرصه‌هاي جامعه سايه افگنده است. با توجه به تجاربي كه در امر مبارزه با فساد از سال‌هاي گذشته وجود دارد؛ هم چنين با توجه به شناختي كه از كفايت و توانايي مقامات ذيربط وجود دارد، و نيز با درنظر داشت ساختار مافيايي كه در بدنه نظام سياسي و مناسبات حاكم بر آن، در عرصه داخلي و بين المللي مشاهده مي‌شود، اين پرسش مطرح مي‌شود كه واقعا موضوع مبارزه با فساد يك استراتژي است يا يك بازي سياسي؟ چنین پرسشی از آنجا حایز اهمیت است که حکومت وحدت ملی یکی از مدعیات خود را مبارزه با فساد اعلام نموده و جامعه جهانی نیز حمایت‌های خود را منوط به این موضوع دانسته است. فرض براین بگیریم که حکومت وحدت ملی در این راستا دارای طرح و استراتژی باشد، چه تضمين‌هايي در رابطه با عملي شدن اين استراتژي وجود دارد؟ وقتي كه اساس و بنياد جامعه و سیاست بر مبناهای آلوده به فساد پايه گذاري شده باشد، چگونه مي‌توان انتظار داشت كه حكومت تيشه بر ريشه فساد فرود آورد؟ مهم تر از همه نوك پيكان اين مبارزه چه كساني را هدف قرار خواهد داد؟ دانه درشت‌هاي فساد كه با كمپني‌هاي بين المللي ارتباط دارند و اينك بر اقتصاد كشور چنگ انداخته اند يا دانه ريزهايي كه فقط در سايه دانه درشت‌ها اظهار وجود نموده اند؟ فسادي كه طي چندين سال در تمام بدنه قدرت سياسي و ساختار جامعه ريشه دوانیده است چگونه مي‌توان انتظار داشت كه ريشه كن شود؟ واقعیت این است که پرسش‌های از این دست همواره ذهن‌ها را بخود مشغول داشته و در دایره آرزو و عینیت یافتن در تردید می‌باشد، و راه حل‌های منطقی و واقع بینانه را می‌جوید..

ادامه نوشته

عمیق ترشدن شکاف های سیاسی و"منافع ملی"

عمیق ترشدن شکاف های سیاسی و"منافع ملی"

روز های اخیر عرصه سیاسی کشور شاهد شدید تر شدن موضع گیری های گوناگون سیاسی می باشد. به تعبیر دقیق تر فرا رسیدن هفت و هشت ثور بهانه ای گردیده است که شکاف های سیاسی در کشور عمیق تر گردد. در این روزها به بهانه این دو مناسبت هر جناح سیاسی کوشیده است که دید گاه های خود را درباره وضعیت جاری کشور ابراز نماید. اما نکته مهم و آشکار این است که اعلام این موضع ها و دیدگاه ها همراه با تهدید و هشدار دادن به یکدیگر بوده است. بطور عمده این وضعیت در میان دو جناح یعنی از یک سوی حکومت وحدت ملی و از سوی دیگر نیروها و جریان های سیاسی بوجود آمده است. حکومت با تاسی از موضع برتر خویش سعی دارد که آخرین نقطه های عرصه سیاسی را از نیروهای منتقد تصرف نماید. هیچ بهانه و فرصتی برای به چالش کشیدن کارکرد های حکومت بویژه درباره توافق نامه سیاسی باقی نماند. در مقابل نیروهای سیاسی و به خصوص اپوزسیون سیاسی تلاش دارد تا با تمسک به شواهد تاریخی کارکرد کنونی حکومت را شدیدا زیر سوال ببرد. منتقدین حکومت نه تنها درباره توافق نامه سیاسی ، بلکه درباره وضعیت امنیتی کشور نیز با ارایه دیدگاه های منتقدانه خویش سعی دارد که حکومت را مقید به اجرای توافق نامه نموده و ادامه موجودیت خود را از دیدگاه آنان مشروعیت ببخشد. با در نظرداشت موضع گیری های تند و آتشین دو طرف و عمیق تر شدن شکاف های سیاسی نگرانی از آن برده می شود که مبادا جبهه دیگری برای به تنش کشاندن وضعیت کشور گشوده نشود. جبهه سیاسی که در اثر پیامد آن مخالفین مسلح بهره برداری ننمایند. در اینجا است که مسئله منافع ملی و ثبات کشور به میان می آید. انتظار برده می شود که تضاد ها و رقابت های سیاسی و انتقادهای صورت گرفته مغایر و تهدید کننده منافع ملی و ثبات کشور نباشد.

ادامه نوشته

صلح، نقطه بی اعتمادی!

                                                 صلح، نقطه بی اعتمادی!

آخرین اطلاعاتی که راجع به روند صلح در رسانه ها نشر گردیده است هم غم انگیز است و هم خنده آور. شاید کمتر مواردی چنین تراژدی داشته باشد. روند صلح افغانستان پس از فرازونشیب های بسیار، قرار گردید که با هماهنگی و کمک چهار کشور یعنی افغانستان، پاکستان، امریکا و چین به پیش برده شود. در این راستا جمع بندي چهار نشست، موجب تهيه نقشه راه براي صلح افغانستان شد كه عمده ترين فقرات آن دو امر اساسي بود: يكي تعهد پاكستان براي حاضر كردن طالبان بر میز مذاکره و گفتگو و دیگری تعهد چهار كشور براي مقابله با جنگ طلبان. اما با پايان مذاكرات هيچ يك از تعهدات و ماده هاي نقشه را عملي نشد و سرانجام طالبان مذاکرات صلح را به شدت رد نموده و با اعلام تهاجم بهاری بنام"عمری" فرمان جنگ را برعلیه دولت صادر كردند.

ادامه نوشته

 صلح؛ بی‌صلح!

                                            صلح؛ بی‌صلح!

 موضوع گفتگو به منظور دست یابی به صلح و آشتی میان حکومت و مخالفين، بويژه طالبان كه نيروي عمده مخالفين حكومت را تشكيل ميدهند، از مدت‌ها بدين‌سوي است كه بر روي ميز كار رئيس جمهور کشور و محور نشست‌های منطقه ای و بین المللی بوده است. واقعیت امر نیز این است که افغانستان اگر بخواهد به زندگي خود ادامه دهد چاره اي ندارد جز اينكه به صلح و مصالحه روي آورد و آن را با تمام تلاش و توان بدست آورد. هم‌چنین موضوع صلح برای کشورهای همسایه و منطقه و جهان نیز حایز اهمیت می‌باشد. چون واقعیت‌ها و رویدادها نشان داد که دوام ناامنی در افغانستان، سرانجام دامن دیگران را نیز خواهد گرفت. اما روشن است كه آرزو نمودن و تمناكردن هرگز به معني دست يافتن بدان نيست. براي رسيدن به هر آرزو و هدفي بايستي راهكار و ميكانيزم مطابق با آن وجود داشته باشد. هدف دست يابي به صلح و پايان بخشيدن به جنگ‌ها و خشونت‌هاي بي پايان در كشور نيز جزو اين قاعده است. با این که برای رسیدن به چنین هدفی تلاش‌های بسیاری صورت گرفته است و هزینه‌های گزافی نیز به مصرف رسیده است، اما نتیجه لازم تا کنون حاصل نشده است.

ادامه نوشته

شعارها هم چنان گوش خراش اند!

شعارها هم چنان گوش خراش اند!

در سالگشت نهمین سال شهادت شماری از نمایندگان مردم در پارلمان، و تعداد زیادی از دانش آموزان و مردم غیرنظامی و بی طرف بغلان، بخصوص شهید سیدمصطفی کاظمی نماینده مردم در مجلس نمایندگان و رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس نمایندگان و رئیس شورای مرکزی حزب اقتدارملی افغانستان و از اعضای ارشد جبهه ملی (اول) افغانستان قرار گرفته ایم.

ادامه نوشته

سراب صلح، غلط بود آنچه می پنداشتیم!

سراب صلح،

غلط بود آنچه می پنداشتیم!

صلح یک ضرورت اجتناب ناپذیر وجدی برای افغانستان و منطقه است. بدین جهت موضوع مذاكره و صلح با مخالفين، بويژه طالبان كه نيروي عمده مخالفين حكومت را تشكيل ميدهند، از مدت ها بدين سوي است كه بر روي ميز كار رئيس جمهور کشور و نشست های منطقه ای و بین المللی قرار گرفته است. واقعیت امر آن است که افغانستان اگر بخواهد به زندگي خود ادامه دهد چاره اي ندارد جز اينكه به صلح و مصالحه روي آورد و آن را با تمام تلاش و توان بدست آورد. همین طور موضوع صلح برای کشور های همسایه و منطقه و جهان نیز حایز اهمیت می باشد. باید بر این پندار خط بطلان کشید که نبود صلح در افغانستان در همان جغرافیا محدود خواهد ماند. واقعیت ها و رویداد ها نشان داد که دوام ناامنی در افغانستان، سرانجام دامن دیگران را نیز خواهد گرفت. به همین جهت در صورت دست نیافتن به صلح ماندگار و پایدار نه تنها كشور هر روز بيشتر در باتلاق مرگ فرو خواهد رفت، بسا كه همسايگان و منطقه و جهان را نيز بگونه اي در مصيبت خود دچار خواهد ساخت. ولي پر واضح است كه آرزو نمودن و تمناكردن هرگز به معني دست يافتن بدان نيست. براي رسيدن به هر آرزو و هدفي بايستي راهكار و ميكانيزم مطابق با آن وجود داشته باشد. هدف دست يابي به صلح و پايان بخشيدن به جنگ ها و خشونت هاي بي پايان در كشور نيز جزو اين قاعده است. با این که برای رسیدن به چنین هدفی تلاش های بسیاری صورت گرفته است و هزینه های کلانی نیز به مصرف رسیده است اما نتیجه لازم تا کنون بدست نیامده است. يكي از نقدهاي جدي كه بر موضوع جستجو و تلاش براي صلح وارد مي باشد اينست كه باورمندي و صداقت در اين امر وجود ندارد. قبل از همه با همه هياهو و تبليغات وسيعي كه براي صلح جريان دارد، ولي متاسفانه باورمندي به صلح فراگير نيست. يعني تمام طرف هاي قضيه به صلح باور ندارند. هر یک از طرف های قضیه می خواهند که از سکوی صلح به امتیازات و مطالبات محدود خود دست یابند. حال آن که اهداف صلح یک هدف کلی بوده و منافع و مصالح عمومی در سطح کشور و منطقه را دربر می گیرد.

ادامه نوشته

چالش صحی در کشور مانع توسعه انسانی

                                       چالش صحی در کشور مانع توسعه انسانی

چند روز پیش مسؤولان وزارت صحت کشور، به  مناسبت روز جهانی صحت بیماری پولیو و نبود کارمندان فوق متخصص را از چالش‌ های عمدۀ بهداشت و درمان در سال 1394 خورشیدی دانستند. رییس روابط بین‌الملل و سخنگوی وزارت صحت به یکی از رسانه های داخلی اظهار داشت با وجود این چالش‌ها بخش صحت کشو ردر سال کشور، فرصت‌ هایی نیز داشته است. بطور نمونه وی اظهار داشت که در سال گذشته وزارت صحت 54 شفاخانۀ خصوصی را بررسی و به معیار‌های روز برابر ساخته است. به گفتۀ وی، این وزارت هم ‌چنان در شفاخانه ‌‌های دولتی نیز کار کرده و بیشترین بخش‌ های عاجل این شفاخانه ‌ها را نوسازی و مجهز ساخته است. در همین حال گزارش های که به تایید و زارت صحت نیز رسیده است حاکی از آنست که حدود 23 هزار مرکز بهداشتی در سراسر کشور فعالیت می ‌کنند که فقط 65 درصد شهروندان را تحت پوشش قرار می دهد. و در همین حال بر بنیاد گزارش های صحی سالانه صد ها تن از شهروندان به اثر بیماری ‌هایی چون سرطان، توبرکلوز و دیگر بیماری ها جان خود را از دست می دهند. در ادامه چنین وضعیتی متاسفانه آمار مرگ و میر مادران نیز در کشور به دلیل عدم آگاهی صحی و یا عدم دسترسی به زمینه های جان خود را از دست می دهند. چنین شرایطی از سویی سبب گردیده است که بسیاری از هم وطنان بخاطر نبود خدمات صحی معیاری و دواهای با کیفیت به خاطر تداوی به بیرون از کشور سفر نمایند و ميلیون ها دالر از این طریق از کشور خارج نمایند. چنانچه حدود دو ماه قبل وزیر صحت عامه کشور نیز اعلام داشت که هفتاد درصد بیماری‌ ها در کشور، نادرست تشخیص داده می ‌شوند و سالانه بیش از صد ميلیون دالر به دلیل تداوی بیماران از کشور خارج می ‌شود.

ادامه نوشته

پس از نوای صلح، تبل جنگ بصدا درآمد!

پس از نوای صلح، تبل جنگ بصدا درآمد!

در شرایطی حکومت و شماری از کشور های همجوار و نیز برخی از تحلیل گران سرگرم تحلیل و ارزیابی درباره صلح بودند و نیز مقدمات چندمین نشست صلح در پاکستان مورد بحث قرار گرفته بود ، گروه طالبان با یک اعلامیه و تبلیغات وسیع عملیاتِ بهاریِ خود را علیه دولت و نیروهای بین‌المللی اعلام نمود. اعلامیه ای که از سوی این گروه به رسانه ها رسیده است حاکی از آن است که نام این عملیات بهاری " عمری " گذاشته شده است.

البته که صدور اعلامیه جنگ از سوی گروه طالبان در آغاز هر سال و فصل پدیده ای تازه و شگفت انگیز و حتا زیاد غیرعادی هم به نظر نمی رسد . چنانچه مقام های حکومت نیز اظهار داشته اند که صدور چنین اعلامیه و آغاز جنگِ بهاری طالبان، چیزِ تازه‌یی نیست و پیش از آن، برخی فرماندهان ناتو و نهادهای امنیتیِ کشور از چنین برنامه  هایی از سوی طالبان خبر داده بودند. فرماندهان ناتو که بیشتر با وضعیت جنگی افغانستان آشنایی دارند، گفته بودند که طالبان با آغاز فصل گرما، به ‌شدتِ عملیات نظامیِ خود خواهند افزود و تلاش خواهند کرد که مثل سال قبل، کوره جنگ را هم چنان گرم نگه دارند.ناگفته نباید گذاشت که تنها فرماندهان ناتو نبودند که نسبت به شدت یافتن فعالیت های نظامی مخالفین حکومت بشمول طالبان هشدار داده بودند. بسیاری از رهبران سیاسی و نیز فرماندهان جهادی و بعضی از مسئولان ارشد ولایات هشدار داده بودند که طالبان و مخالفین مسلح برای یک حمله جدی و سراسری بهاری آمادگی می گیرند.

ادامه نوشته

آیا طالبان دوباره بر می گردند؟

آیا طالبان دوباره بر می گردند؟

هفته گذشته سیگار یا اداره بازرسی امریکا برای بازسازی افغانستان در گزارشی تازه خود اعلام داشت که گروه طالبان پس از سقوط این رژیم در سال ۲۰۰۱ بر مناطق بیشتری کنترول پیدا کرده است. این اداره در ادامه افزوده است که گسترش نفوذ طالبان باعث شده است بازرسان امریکایی و مقامات حکومت افغانستان به پروژه های بازسازی دسترسی نداشته باشند. گزارش این اداره که سیزدهمین گزارش سیگار است تصریح  دارد که دولت افغانستان در حال حاضر به ۷۱.۷ درصد از مناطق افغانستان کنترول دارد. یعنی این که 30 در صد خاک کشور تحت کنترل مخالفین و طالبان قرار دارد. در این گزارش از اینکه طالبان توانسته اند به مناطق بیشتری نفوذ خود را گسترش دهند، اظهار نگرانی شده است.

ادامه نوشته

خود زنی، تقابل حکومت و پارلمان!

خود زنی، تقابل حکومت و پارلمان!

در تاریخ سیاسی کشور کم‌تر اتفاق افتاده است که تنش‌های درونی نظام سیاسی، آنگونه که امروز شاهد آن هستیم، روی داده باشد. از زمان شروع به کار حکومت وحدت ملی، بررغم خوش باوری‌های اولیه، تضاد و تقابل در درون نظام سیاسی روز بروز شدت گرفته است. اکنون این تقابل و تضادها از لفافه و درگوشی‌ها به صحن علنی و میدان‌های کشمکش کشانده شده است.

در نخست دو رهبر اصلی حکومت وحدت ملی، که نه بر اساس قانون و یا رأی مردم، بل بر مبنای یک توافق سیاسی و مصلحت بینی‌های سیاسی داخلی و میانجیگیری وزیر خارجه امریکا، برمسند قدرت تکیه زده اند، چشمه اختلافات جوشیدن گرفت. در مدت دو سال و اندی که از عمر حکومت وحدت ملی سپری می‌شود با وجود دیدارها و گفتگوهای پیاپی هردو چهره حکومت، تاکنون هیچگونه نشانه ای از رفع و حل اختلافات مشاهده نمی‌شود.

ادامه نوشته

عوامل پشت پرده ، ربايش و قتل هاي رو به افزايش ؟

هفته پیش کودک خوردسالی در ولایت فراه توسط آدم ربایان اختطاف گردید. نشر کلیپ ویدئویی از این کودک سبب جراحت عاطفه عموم مردم شد. اما این سوال را بر انگیخت که چه چیزی سبب شده است که جنایات کاران بدین سادگی و جرأت دست به اختطاف و جنایت می‌زنند؟ چه انگیزه و حمایت‌هایی از آنان صورت می‌گیرد؟ چه زمینه‌های اجتماعی و خلاء های قانونی و حکومتی وجود دارد که جنایات کاران همیشه خود را مصئون احساس می‌کنند؟ چنانچه گفته شده که ربایندگان این کودک وابسته به یکی از مقام‌های بلندپایه آن ولایت بوده است! به هرروی این نوشتار درنگی است بر این نگرانی روبه افزایش در جامعه.

از شايع ترين حوادث تلخ و روزمره در سراسر كشور افزايش ربودن و قتل هاي انسانهاي بيگناه مي باشد. شايد بتوان گفت كه تاريخ كشور هرگز چنين شاهد سير صعودي ربايش و قتل نبوده است. هر چند كه وقوع ربايش و قتل در زندگي جمعي امروزه ، خصوصا با پچيدگي ها و فاكتور هاي درهم تنیده اجتماعی قابل پيش بيني است. حتي در مدرن ترين شهر ها و با ثبات ترين كشور ها نيز گاه زماني چنين وقايعي رخ ميدهد. اما نكته قابل نگراني و تهديد جدي براي افغانها اينست كه شيوع ربودن افراد ، كه شامل بزرگ سال ، جوان ، كودك ، زن ، تاجر، كارمند دولت ، كارگر و افراد عادي ، در جامعه بدل به يك قاعده گرديده است . يعني اگر روزي در يكي از شهر ها فردي مورد ربايش قرار نگرفت و در آن شهر قتلي رخ نداد بايد تعجب نمود. عكس العمل هاي بوجود آمده در برابر چنين جنايات غير انساني مختلف مي باشد. مقامات حكومتي كه مسئول تامين امنيت جامعه مي باشد فقط به ذكر ارائه گزارش از واقعه و بيان اينكه قضيه تحت تعقيب قرار دارد و عاملين آن مورد پيگرد مي باشند بسنده مي نمايند ؛ بالا ترين حد احساس مقامات در چنين قضايا اينست كه ممكن است جناب رئيس جمهور دچار عواطف گرديده و دست به جيب برده چند پيسه اي را بعنوان غرامت و تسلي خاطر بازماندگان حادثه بپردازند ! اما آيا به راستي چنين بي توجهي ها و يا عكس العمل هاي عاطفي و غير جدي مي تواند از تكرار وقوع چنين جنايات و مجازات جانيان راه موثر به نظر مي رسد ؟ از سوي ديگر اكثريت رسانه ها نيز متاسفانه با درشت نمايي و سعي در بهره برداري تبليغاتي از مخدوش شدن بيش از حد روان جامعه و گسترش روحيه نا امني در جامعه و خانواده غفلت مي ورزند. آنچه براي چنين رسانه هايي مهم به نظر مي رسد جلب و جذب خوانندگان با عناوين درشت است كه اشاره به قضاياي جنايي دارند مي باشد. از جانب ديگر توده هاي مردم اند كه يا آماج چنين جنايات گسترده و سازمان يافته مي شوند و يا اينكه مظلومانه و بي پناه شاهد و ناظر چنين جناياتي مي باشند. زيرا هيچ مرجعي نيست كه فرياد و داد دل خود را به آن برسانند ؛ اختيار و تواني هم در آنان باقي نمانده است كه خود در پي دفاع و حفظ موجوديت خويش برآيند.

به راستي ريشه اين قضاياي جنايي در كجا نهفته است؟ چرا در برابر چنين موجي گسترده از جنايت عكس العمل جدي صورت نمي گيرد؟ آيا جامعه و حكومت بدان حد فرتوت و بيچاره گرديده اند كه هيچ اقدام پيشگيرانه را نمي توانند اتخاذ نمايند؟ چرا عامیلين و مسببين چنان جنايات وحشتناك به كيفر مجازات نمي رسند؟ چگونه است كه پخش يك خبر و يا بكار بردن يك كلمه و واژه اي كه به مذاق مسند نشينان تنگ نظر خوش نمي آيد عكس العمل فوري نشان داده مي شود و فرياد فروپاشي وحدت ملي سرداده مي شود ! وحدت ملي كه هرگز در تاريخ افغانستان عينيت نيافته است. اما در برابر چنين جنايت وحشتناك كه بنياد و اساس زندگي جمعي و امنيت كشور را به مخاطره انداخته است گوش ها كر و تصميم ها سست و چشم ها نابينا مي گردد؟

ادامه نوشته