آیا بیانیه علما ارمغانی به همراه خواهد داشت؟
آیا بیانیه علما ارمغانی به همراه خواهد داشت؟
هفته گذشته یکی از بزرگترین نشست علمای کشور در ارتباط به موضوع جنگ طالبان بر ضد حکومت در کابل برگزار گردید. در این نشست علمای دینی شرکت کننده به اتفاق آراء بیانیه ای را صادر نمودند که بر مبنای آن جنگ جاری میان حکومت و طالبان محکوم گردیده و حملات انتحاری حرام دانسته شده است. براساس آنچه از متن این بیانیه در رسانههای کشور نشر یافته است علمای شرکت کننده از نیروهای دولتی افغانستان و طالبان و سایر شبهنظامیان٬ به موازات همدیگر و بدون تفکیک در مواضع و دیدگاه هریک٬ درخواست شده است تا به درگیریها پایان داده و آتشبس را بپذیرند. این شورا هم چنین خواستار مذاکرات صلح میان دو طرف شده است.
در بخشی از بیانیه یادشده آمده است: بر اساس نص آیات قرآن کریم و احادیث پیامبر، جنگ در ملک اسلامی جواز ندارد و حملات انتحاری، "ناجایز و حرام" است. در ادامه بیانیه علمای شرکت کننده از حکومت خواسته شده است که با واردات، تولید و استفاده دخانیات و مشروبات الکلی، با انواع فساد و تبعیض و تفرقه افگنی مبارزه کند. در این بیانیه کنایه ای به وضعیت رسانههای کشور رسانده شده است مبنی بر این تقاضا که رسانهها نیز تلاش کنند ابزار دست دشمنان کشور نشوند.
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »