داعیه مبارزه با تروریزم در "بن بست!"
داعیه مبارزه با تروریزم در "بن بست!"
هنوز حافظهها از یاد نبرده است که پس از وقوع رویداد مشکوک یازدهم سپتامبر 2001، در پوشش دو ادعای بسیار بزرگ یعنی مبارزه با تروریزم و دیگری تحکیم و توسعه دموکراسی در افغانستان، لشکرکشی سنگین کشورهای بزرگ به افغانستان و منطقه صورت گرفت.
اما پس از هفده سال اکنون این واقعیت تلخ آشکار گردید که غربیها همواره نسبت به دیگران، سیاست و رفتار گمراه کننده ای دارند. هفته گذشته اعلام گردید که بر بنیاد استراتژی نظامی جدید امریکا از زمان رویکارآمدن دونالد ترامپ، نیروهای امنیتی افغان بخشهایی از کشور را رها نموده و به پایتخت و شهرهای بزرگ عقب نشینی میکنند. مقامات امریکایی در این مورد گفتهاند که این برنامه سبب میشود تا طالبان مناطق تحت کنترل خود را حفظ کنند و نیروهای امنیتی افغان امنیت مراکز شهرهای عمده را تامین کند. حال آنکه سال گذشته ترامپ گفته بود، برای طالبان و داعش هیچ جای امنی وجود نخواهد داشت. اما درست پس از چندماه با اعلام استراتژی جدید در باره افغانستان و جنوب آسیا، تغییر راهبردی ۱۸۰ درجه ای رونما گردید.
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »