چرا اوضاع در حال بدتر شدن است؟

چرا اوضاع در حال بدتر شدن است؟

درشرایط کنونی وضعیت کشور هر روز روبیشتر روبه وخامت می رود. میزان ناامنی ها و نگرانی ها از وضعیت امنیتی افزوده می شود. اندک نگاهی گذرا به مجموع رویدادها و حوادث ناگواری که در در گوشه و کنار کشور روی میدهد بخوبی نشان میدهد که این نگرانی ها وناامنی ها صوری وتوهم وبدور ازواقعیت نیستند.

نا امنی در شاهراه ها، قتل و کشتار مردم نظامی و بی گناه به بهانه های مشخص، حوادثی که با قصد و نیت ایجاد اختلاف میان مردم و اقوام افغانستان به وقوع پیوسته اند، و دیگر وقایع و حوادثی از این قبیل، مواردی هستند که نه از مختصات و ویژگی های کشور محسوب می گردد و نه برای مردم تازگی دارند، اما آنچه مایه نگرانی است، تشدید و تکرار این گونه حوادث با هدف واحد و برای ایجاد اختلاف و تحکیم فضای رعب و وحشت و تحت فشار قرار دادن روانی مردم افغانستان است.

ادامه نوشته

آیا افغانستان باردیگرقربانی اشتباهات جامعه بین المللی خواهدشد؟

آیا افغانستان باردیگرقربانی اشتباهات جامعه بین المللی خواهدشد؟

پس از وقوع حادثه یازده سپتامبر 2001 میلادی و تهاجم ائتلاف بین المللی بر افغانستان که منجر به واژگونی سلطه طالبان گردید ، سیاست مداران غربی در توجیه حضور خویش در منطقه و افغانستان ابراز داشتند که آنان در گذشته دچار اشتباه شده بودند. جورج بوش رئیس جمهور وقت امریکا و تونی بلر نخست وزیر سابق انگلستان هر دو بر این موضوع تاکید خاص داشتند که اشتباه آنان در گذشته موجب گردید که افغانستان را در جنگ های داخلی فراموش نموده و مردم آن را در برابر تروریسم و دهشت افگنی تنها بگذارند. ادعا های سران غرب بگونه ای با شگرد های تبلیغاتی همراه بود که برخی باور نموده اند که غرب این بار به اشتباه خویش پی برده است و دیگر بار تکرار نخواهد شد. هر چند آنان هیچگاه در باره اشتباهات گذشته خویش توضیح نداده اند که چرا در جهت تامین مناسبات با حکومت ظاهرشاه و داودخان ، افغانستان را در برابر نفوذ روز افزون اتحاد شوروی تنها گذارده و به تقاضا های مکرر حکومت افغانستان مبنی بر حمایت سیاسی و اقتصادی و کمک های نظامی جواب منفی داده اند؟
با وقوع تجاوز شوروی به افغانستان و آغاز مبارزات استقلال طلبانه مردم ، غرب فقط به منظور انتقام جویی از مسکو و تلافی شکست ویتنام به حمایت برخی از سران گروههای سیاسی و نظامی پرداخت ؛ اما با خروج نیروهای شوروی (سابق ) از افغانستان ، قدرت های غربی بازهم افغانستان و مردم آن را کاملا فراموش نمودند. این فراموشی تا زمانیکه جغرافیای سیاسی آسیای میانه در پی فروپاشی اتحاد شوروی دچار تغییر نشده بود ادامه یافت. با ایجاد تغییر در جغرافیای سیاسی کشور های آسیای میانه و موجودیت ذخایر عظیم زیر زمینی ، بار دیگر توجه قدرت های غربی متوجه افغانستان گردید. اما این توجه از زاویه کاملا سود جویانه اقتصادی بود و افغانستان بعنوان مسیر ترانزیتی انتقال ذخایر آسیای میانه به اقیانوس هند تلقی می گردید . بنا بر این کاملا موضوع روشن است که مسئله ثبات در کشور و منطقه ، ریشه کن ساختن تروریسم و استقرار دموکراسی هیچ محلی از اعراب نداشت. به همین دلیل آنان یکی از مخوف ترین و منحط ترین گروهها ( طالبان ) برای تحقق پروژه فوق بوجود آوردند. اینکه در شرایط بعدی طالبان از مدار کنترل خارج گردیدند بحثی جداگانه است.

ادامه نوشته

طالبان، لشکر جهل و تباهی

طالبان، لشکر جهل و تباهی

بر بنیاد گزارش شماری از ملا‌های حامی طالبان در کویته‌ی پاکستان، باصدور فتوایی تعلیم و تحصیل در نظام تعلیمی و تحصیلی افغانستان را حرام اعلام کردند. آنان در این فتوا از مردم افغانستان خواسته‌اند نگذارند که فرزندان‌شان در نظام تحصیلی و تعلیمی افغانستان آموزش ببینند. ملاهای طرفدار در این فتوا نظام آموزشی و تربیتی کشور را نامطلوب دانسته اند.

هر چند صدور چنین فتوایی از سوی ملاهای طرفدار طالبان در پاکستان امری غیرمترقبه به نظر نمی رسد، اما صدور چنین فتوایی در شرایط کنونی می تواند مورد توجه قرار گیرد و برای دولتمردان و آنانی که نسبت به طالبان هنوز خوش بینانه می نگرند و هم چنان آنان را برادرناراضی می پندارند، پیام های بسیار روشنی داشته باشد. صدور این فتوا هویت واقعی طالبان را بیش از پیش برملا ساخت. محتوای این فتوا طرز تفکر و نگرش و هویت واقعی طالبان را نشان داد که آنان با زندگی انسانی و مدنی هرگز آشنایی نداشته و اراده ای برای آشنایی و سازش نیز در آنان وجود مشاهده نمی شود. ماهیت واقعی طالبان جهل و توحش و خشونت است؛ هر گزینه ای که آنان را از دایره زندگی ماقبل تاریخ به دنیای جدید هدایت نماید، از منظر طالبان کفر و حرام و غیرقابل قبول می باشد. به همین دلیل شریعتی که طالبان خود را بدان منتسب می نمایند،‌ غیر از شریعت واقعی است که پیامبر و علمای راستین آن را بیان داشته اند. در حقیقت صدور این فتوا و عملکرد طالبان نشان داد که آنان بنام خدا، با دستورات خدا که از طریق پیامبر و علمای راستین برای مردم گفته شده است به جنگ برخواسته است. حقیقت دین و شریعتی که حضرت محمد(ص) برای بشر عرضه داشت بر آگاهی و دانش و خرد استوار است. چنانچه دستور داده شده که دانش را بجویید حتا اگر نزد غیر مسلمانان باشد؛‌ یا اینکه فراگرفتن علم و دانش بر هر مسلمانی واجب دانسته شده است.

ادامه نوشته

راه شهیدمسعود؛‌ ترک عافیت طلبی و همت بلند داشتن!

راه شهیدمسعود؛‌ ترک عافیت طلبی و همت بلند داشتن!

سالروز شهادت احمدشاه مسعود، در تاریخ معاصر کشور بعنوان روزشهید نام گرفته است. روزشهید در واقع گرامی‌داشت از مبارزات و فداکاری‌های فرزندان راستین کشور است که برای آزادی و عدالت مبارزه نمودند و جان خود را نثار کردند. بدون تردید احمدشاه مسعود، بعنوان یکی از چهره‌های شاخص و فرزندان فداکار این مردم و خطه در زمره کسانی قرار می‌گیرد که زندگی و بودن خود را وقف مبارزه در راه آزادی و عدالت نموده است. به همین جهت تجلیل از روزشهید یا گرامی‌داشت از شهیداحمدشاه مسعود، در واقع تجلیل از مبارزه و مقاومت و فداکاری های مردم می‌باشد.

اینک که بیش از یک دهه از شهادت احمد شاه مسعود سپری می‌شود هنوز خاطرات و آرمان‌های او برای مردم ما زنده است. شهید احمدشاه مسعود بعنوان یک مبارز خستگی ناپذیر و دارای انگیزه قوی مبارزاتی از ویژگی‌های خاص و ممتازی برخوردار بود که او را در جمع هم گنان او متمایز و برجسته می‌ساخت. واقعیت آن است که یاد آوری این ویژگی‌ها در یک نبشته کوتاه روزنامه ای مقدور نبوده و نیاز به فرصت و زمینه ای فراختردارد. در این نبشته فقط به سه ویژگی اساسی شهید احمدشاه مسعود، که می تواند برای نسل امروز ما نیز الهام بخش باشد اشاره می‌گردد.

ادامه نوشته

چشم اندازتاریک وافزایش خشونت!

چشم اندازتاریک وافزایش خشونت!

در روزهای اخیر موجی از خشونت سراسر کشور را فراگرفته است. گزارش های خبری در بازتاب وقوع خشونت های صورت گرفته سبب گردیده است که شهروندان در نخستین طلیعه صبحگاهی یا در واپسین لحظات شامگاهی با ذهنی سراسر انباشته از رویدادهای ناگوار روبرو شوند. واقعیت آنست که مردم ما با سقوط طالبان و حاکمیت نظام جدید سیاسی در همراهی با جامعه بین المللی انتظار و توقع فراوان داشتند که مسئله خشونت و ادامه جنگ در کشور به نقطه پایان خود رسیده باشد. مردم زجر دیده ما منتظر بودند که در سایه حمایت‌های بین المللی و تحت رهبری یک حکومت بادرایت و ملی نمادهای فقر و جنگ را از سیمای کشور زدوده و صفحه جدید و دل پذیری از زندگی را در تاریخ کشور بگشایند. اما با گذشت مدت زمان زیادی این آرزوها نه تنها محقق نشد بلکه روند اوضاع بسیار وخیم و خطرناکتر از گذشته در جریان است. بارزترین نماد شکنندگی اوضاع ادامه وگسترش ناامنی و کشتار فجیعانه غیرنظامیان است که همچنان ادامه دارد. آنچه روزنه‌های امید را برروی مردم ما مسدود می‌سازد اینست مردم عادی از هر سوی مورد تهاجم قرار گرفته و تاوان خشونت‌ها و ناامنی‌ها را می پردازند. در اقدام‌های که برضد طالبان و سرکوب آنان بکاربرده می شود این مردم هستند که باید جور و تاوان آن را متحمل گردند؛ همینطور مردم غیر نظامی از سوی طالبان که مدعی مبارزه و جهاد اند تحت فشار قرارگرفته و هر روز عضوی از اعضای خود را ازدست می‌دهند و برگلیم ماتم بسوگ می نشینند.

ادامه نوشته

خشونت و مرگ‌آفرینی؛ ماهیت طالبان!

خشونت و مرگ‌آفرینی؛ ماهیت طالبان!

در سالها و روزهای اخیر بحث گفتگو و مصالحه جزو فشرده ترین گفتگوها و فعالیت‌های سیاسی کشور گردیده است. موضوع گفتگو و مصالحه با طالبان بعنوان استراتژی محوری دولتمردان کشور مطرح گردیده است. بگونه‌ای که تمامی تلاش‌ها و سیاست گذاری‌های حکومت را تحت الشعاع خود قرار داده است. همین‌ طور نیروهای بین المللی نیز راغب به این موضوع گردیده اند. تردید نمی توان داشت که موضوع صلح و استقرار آن از طریق گفتگو و مذاکره برای جوامع جنگ ز‌ده‌ی هم چون افغانستان چقدر حایز اهمیت می‌باشد. مردم ما طی سالیان گذشته در اثر تداوم جنگ ها و خشونت های بی شمار و شدید، زیان‌های بزرگ جانی و مالی را متحمل گردیده اند. مصیبت بارتر از همه اینکه اعتبار و حیثیت منطقه ای و بین المللی کشور کاملا خدشه دار گردیده بود. در اثر این عارضه کشور آوردگاه رقابت‌های قدرت های منطقه ای و جهانی گردیده و جامعه ما نه تنها آزمونگاه فرضیه ها و باورهای مختلف سیاسی گردید، بلکه انواع سلاح های کشتارجمعی نیز به قیمت جان باختن صدهاهزار افغان در نبردهای داخلی بکار برده شد. اینک بسیار طبیعی به نظر می رسد که با سقوط حاکمیت سیاه طالبان که ننگ تاریخ محسوب می شوند، مردم ما آینده‌ی درخشان و عاری از ترس و خشونت و تبعیض را در پرتو یک نظام مردم سالار و عدالتخواه را انتظار بکشند تا از آن بهره مند گردند. بنابراین هر شیوه و طرح مطلوبی که این هدف را برآورده سازد قابل قبول می‌باشد. بر این اساس موضوع مذاکره با مخالفان و روند صلح از جهت‌های مختلف قابل ارزیابی می‌باشد.

ادامه نوشته

چشم اندازتاریک وافزایش خشونت!

چشم اندازتاریک وافزایش خشونت!

در روزهای اخیر موجی از خشونت سراسر کشور را فراگرفته است. گزارش های خبری در بازتاب وقوع خشونت های صورت گرفته سبب گردیده است که شهروندان در نخستین طلیعه صبحگاهی یا در واپسین لحظات شامگاهی با ذهنی سراسر انباشته از رویدادهای ناگوار روبرو شوند. واقعیت آنست که مردم ما با سقوط طالبان و حاکمیت نظام جدید سیاسی در همراهی با جامعه بین المللی انتظار و توقع فراوان داشتند که مسئله خشونت و ادامه جنگ در کشور به نقطه پایان خود رسیده باشد. مردم زجر دیده ما منتظر بودند که در سایه حمایت‌های بین المللی و تحت رهبری یک حکومت بادرایت و ملی نمادهای فقر و جنگ را از سیمای کشور زدوده و صفحه جدید و دل پذیری از زندگی را در تاریخ کشور بگشایند. اما با گذشت مدت زمان زیادی این آرزوها نه تنها محقق نشد بلکه روند اوضاع بسیار وخیم و خطرناکتر از گذشته در جریان است. بارزترین نماد شکنندگی اوضاع ادامه وگسترش ناامنی و کشتار فجیعانه غیرنظامیان است که همچنان ادامه دارد. آنچه روزنه‌های امید را برروی مردم ما مسدود می‌سازد اینست مردم عادی از هر سوی مورد تهاجم قرار گرفته و تاوان خشونت‌ها و ناامنی‌ها را می پردازند. در اقدام‌های که برضد طالبان و سرکوب آنان بکاربرده می شود این مردم هستند که باید جور و تاوان آن را متحمل گردند؛ همینطور مردم غیر نظامی از سوی طالبان که مدعی مبارزه و جهاد اند تحت فشار قرارگرفته و هر روز عضوی از اعضای خود را ازدست می‌دهند و برگلیم ماتم بسوگ می نشینند.

ادامه نوشته

افزایش خشونت ها وانتظار مردم برای تامین امنیت!

در روزهای اخیر موجی از خشونت سراسر کشور را فراگرفته است. گزارش های خبری در بازتاب وقوع خشونت های صورت گرفته سبب گردیده است که شهروندان در نخستین طلیعه صبحگاهی یا در واپسین لحظات شامگاهی با ذهنی سراسر انباشته از رویدادهای ناگوار روبرو شوند. واقعیت آنست که مردم ما با سقوط طالبان و حاکمیت نظام جدید سیاسی در همراهی با جامعه بین المللی انتظار و توقع فراوان داشتند که مسئله خشونت و ادامه جنگ در کشور به نقطه پایان خود رسیده باشد. مردم زجر دیده ما منتظر بودند که در سایه حمایت‌های بین المللی و تحت رهبری یک حکومت بادرایت و ملی نمادهای فقر و جنگ را از سیمای کشور زدوده و صفحه جدید و دل پذیری از زندگی را در تاریخ کشور بگشایند. اما با گذشت مدت زمان زیادی این آرزوها نه تنها محقق نشد بلکه روند اوضاع بسیار وخیم و خطرناکتر از گذشته در جریان است. بارزترین نماد شکنندگی اوضاع ادامه وگسترش ناامنی و کشتار فجیعانه غیرنظامیان است که همچنان ادامه دارد. آنچه روزنه‌های امید را برروی مردم ما مسدود می‌سازد اینست مردم عادی از هر سوی مورد تهاجم قرار گرفته و تاوان خشونت‌ها و ناامنی‌ها را می پردازند. در اقدام‌های که برضد طالبان و سرکوب آنان بکاربرده می شود این مردم هستند که باید جور و تاوان آن را متحمل گردند؛ همینطور مردم غیر نظامی از سوی طالبان که مدعی مبارزه و جهاد اند تحت فشار قرارگرفته و هر روز عضوی از اعضای خود را ازدست می‌دهند و برگلیم ماتم بسوگ می نشینند.

ادامه نوشته