همه منتظر تیر خلاص!
همه منتظر تیر خلاص!
حال و هوای کشور این روزها به شدت نگران کننده به نظر میرسد. مدیریت کلان کشور در قالب ساختار حکومت و حدت ملی کاملا از هم فروپاشیده است؛ روحیه دشمنان و مخالفان هم از لحاظ نظامی و هم در عرصه سیاسی تقویت شده است؛ نیروهای امنیتی در جای جای کشور یا در محاصره دشمنان و مخالفان اند و یا مجبور به ترک سنگرهای خود شده اند؛ ارگ که مرکز قدرت و تصمیم گیری کشور است به شدت درهم ریخته و دچار تضادها و تنشهای داخلی شده است؛ اعتبار حکومت و نهادهای رسمی در داخل و خارج کشور از دست رفته است؛ موجودیت و صلاحیتهای قانونی نهادها و مسئولان از بالاترین رده تا پایین ترین آن به استهزا گرفته شده است؛ سوگمندانه تر اینکه مدیران ارشد که عامل سوء مدیریت و از هم پاشیدگی کشور و جامعه شده اند، با کنار رفتنهای معطوف به بازی سیاسی/انتخاباتی سعی دارند خود را از پیامدهای ناکارآمدی خویش برائت دهند. هم چنین ساختار جامعه نیز به ساختمانی میماند که از همه سوی در حال ریزش است و چیزی نمانده که موجودیتش بکلی در معرض نابودی قرار گیرد. چالشها و تهدیدهای جدی که مردم بدان روبرو میباشند بسیار گسترده و عمیق است. جامعه بینالمللی که به ادعای تحکیم دموکراسی و مبارزه با تروریزم در افغانستان آمده بود امروز خود ترویج کننده رفتارها و سیاستهای ضددموکراسی و نقض حقوق انسانی شده اند. آنان بیش از آنکه به تعهدات بینالمللی و انسانی بیاندیشند به پیچیدگی و تعامل بازیهای کثیف سیاسی و تامین منافع زیاده خواهانه خود سرگرم اند!
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »