نشست ریکا
نشست ریکا
فرصتی مغتنم برای افغانستان
کابل، روزهای پنج شنبه و جمعه گذشته شاهد برگذاری کنفرانس نمایندگان کشورهای عضو ریکا، یعنی کشورهای همکار منطقه ای برای افغانستان بود. گفته میشود که در این نشست هیئتهای بلندپایه ای در سطح وزیران از ۳۰ کشور و ۴۰ سازمان منطقهیی و بینالمللی حضور داشته اند.
کنفرانس یادشده ششمین نشست ریکا یاد میشود که بنا به اظهارات مقامات حکومتی این نشست متفاوتتر از نشستهای پیشین آن میباشد. بگفته مقامات تفاوت آن در این است که حکومت افغانستان انتظار نتایج چشمگیر و بیشتر از گذشته را در این نشست دارد و با استفاده از تجارب گذشته تلاش میشود پروژههای ارائه شده بیشتر جنبۀ تطبیقی داشته باشند. هم چنین در نشست تاکید عمده بر مراحل تطبیقی پروژهها است و با ایجاد روشهای تعقیب و پیگیری پروژهها از نکات منفی گذشته جلوگیری خواهد شد. بنابه اظهارات سخنگوی وزارت خارجه کشور موضوع هایی که در این نشست درباره آن گفتگو صورت می گیرد پروژههایی چون خط آهنی که از کاشغر چین آغاز و به قرغیزستان، تاجیکستان و افغانستان عبور کرده به ایران میرسد، خط آهن سهجانبۀ تاجیکستان افغانستان و ترکمنستان، پروژۀ بندر چابهار، احیای راه تاریخی لاجورد که افغانستان را از مسیر ترکمنستان به بحیرۀ کسپین، آذربایجان، گرجستان و از آنجا به بحیرۀ سیاه و اروپا وصل میسازد، خواهند بود.
لازم به یادآوری است که کنفرانس همکاریهای اقتصادی منطقهیی برای افغانستان یا ریکا برای نخستین بار در سال ۲۰۰۵ در کابل و پس از آن به تدریج در دهلی، اسلامآباد استانبول و تاجیکستان برگزار گردید. اکنون ششمین دور این کنفرانس نیز در کابل برگزار گردیده است.
برگزاری نشست ریکا در کابل بار دیگر یک فرصت مناسب را در اختیار افغانستان قرار داده است. زیرا افغانستان همواره در پی آن بوده است که جایگاه و نقش منطقه ای خود را در عرصه سیاست و اقتصاد باز یابد. افغانستان بارها اعلام داشته است که آرزو دارد تا در رشد اقتصادی آسیا و بویژه آسیاسی میانه سهم قابل توجه و ارزنده داشته باشد. دولتمردان کشور همیشه در زمینه نقش و جایگاه اقتصادی کشور در منطقه تاکید داشته اند که ما سعی خواهیم ورزید تا سیاست اتصال آسیای مرکزی به آسیای جنوبی را تحقق ببخشیم. با توجه به اهمیت ویژه افغانستان در منطقه و نیز نیازمندیهای کشور های همسایه این اهمیت دو چندان میباشد. بطور مثال کشورهای جنوب آسیا به شمول کشور هند، قدرتهای صنعتی منطقه بشمار می آیند. این کشوها سعی دارند که تولیدات خود را بیشتر در کشورهای آسیای میانه و افغانستان صادر نمایند. همین طور برخی کشورهای دیگر حوزه جنوب آسیا مانند پاکستان نیز در پی تامین نیازمندیهای خویش از بازار آسیای میانه هستند. اما بهدلیل مشکلات امنیتی و سیاسی تا هنوز همه این آرزوها و تلاش های سیاسی و اقتصادی فرصت تبارز و تحقق نیافته است.
برگزاری ششمین نشست ریکا در کابل این فرصت را به دولتمردان کشور فراهم ساخته است تا طرح و برنامه واقع بینانه خود را در زمینه اتصال آسیای میانه به آسیای جنوبی ارایه نموده و با قاطعیت و دیپلوماسی قدرتمندانه آن را به واقعیت تبدیل سازند. به معنای دیگر در میزبانی کابل از نشست ریکا آزمونی خواهد بود در میزان توانمندی دولتمردان حکومت وحدت ملی در زمینه عینیت بخشیدن به وعدهها و نویدهای انتخاباتی که به مردم داده اند. چنانچه افغانستان قادر شود که میزبانی این نشست را موفقانه به پایان برساند در آن صورت می توان گفت موفقیت مهم و اساسی برای دیپلوماسی کشور نصیب شده است. چنین موفقیتی در چنین شرایط دشوار و بحرانی که عرصه سیاست و اقتصاد و حکومتداری را فرا گرفته است میتواند انگیزه و سرچشمه تازه ای برای آغاز دیگر تلقی گردد. نکته مهم تر اینکه برگزاری موفقیت آمیز این نشست درکابل و نتایج مثبت احتمالی در زمینه تامین امنیت و کاهش نگرانی هایی امنیتی و به ویژه امنیت اقتصادی موثر خواهد بود. بخصوص که طبق گزارشها تلاشهای دامنه داری از سوی گروههای تروریستی و حامیان بیرون مرزی شان در جهت مختل ساختن اوضاع و در نهایت لغو این نشست صورت گرفته بود که همه این توطئهها در اثر تلاش نیروهای امنیتی کشور خنثا گردید.
سخن نهایی که در این رابطه میتوان گفت امید است که کشورهای عضو ریکا، بخصوص همسایگان افغانستان به این مسئله مهم رسیده باشند که تامین ثبات و امنیت در افغانستان تضمین کننده آینده روشن اقتصادی آنان خواهد بود. بنابراین چه بهتر که کوشش ها و رقابت های خود را در مسیر سازنده در جهت رونق بخشیدن و تحقق برنامههای اقتصادی در منطقه متمرکز سازند. البته میزان و توانایی کوشش دولتمردان افغانستان برای اقناع ساختن اعضای ریکا سخت میتواند مهم باشد.
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »