خود زنی، تقابل حکومت و پارلمان!
خود زنی، تقابل حکومت و پارلمان!
در تاریخ سیاسی کشور کمتر اتفاق افتاده است که تنشهای درونی نظام سیاسی، آنگونه که امروز شاهد آن هستیم، روی داده باشد. از زمان شروع به کار حکومت وحدت ملی، بررغم خوش باوریهای اولیه، تضاد و تقابل در درون نظام سیاسی روز بروز شدت گرفته است. اکنون این تقابل و تضادها از لفافه و درگوشیها به صحن علنی و میدانهای کشمکش کشانده شده است.
در نخست دو رهبر اصلی حکومت وحدت ملی، که نه بر اساس قانون و یا رأی مردم، بل بر مبنای یک توافق سیاسی و مصلحت بینیهای سیاسی داخلی و میانجیگیری وزیر خارجه امریکا، برمسند قدرت تکیه زده اند، چشمه اختلافات جوشیدن گرفت. در مدت دو سال و اندی که از عمر حکومت وحدت ملی سپری میشود با وجود دیدارها و گفتگوهای پیاپی هردو چهره حکومت، تاکنون هیچگونه نشانه ای از رفع و حل اختلافات مشاهده نمیشود.
بنابراین، حل نشدن اختلافات یادشده بماند، که اختلاف جدی میان رئیس جمهور و معاون اول وی نیز بر آن اضافه گردید. اکنون چندین ماه است که معاون اول رئیس جمهور به رسم اعتراض صدارت و پایتخت را ترک نموده و در شمال کشور اقامت گزیده است. وی در تمام اظهارات و بیانیههای سیاسی خویش نسبت به شرایط و صلاحیتهای موجود در ارگ ریاست جمهوری ناراض و معترض میباشد.
در ادامه این کشمکشها و اختلافات درونی حکومت، از هفته پیش تاکنون اختلاف میان دو قوه مهم نظام سیاسی کشور، یعنی قوه مجریه (حکومت) و قوه مقننه( مجلس نمایندگان) نیز علنی گردیده است. رویدادهای هفته گذشته سراسر به کشمکش و جدال میان ارگ ریاست جمهوری و مجلس نمایندگان اختصاص یافته بود. اختلافی که احتمالا دوامدار باشد.
اختلاف میان حکومت و مجلس نمایندگان از آنجایی آغاز گردید که مجلس نمایندگان، وزیران حکومت وحدت ملی را در رابطه به کمکاری و به مصرفنرساندن کم از کم هفتاد در صد بودجه انکشافی سال ۱۳۹۴، در صحن علنی مجلس فراخوانده و آنان را استیضاح و از برخی سلب صلاحیت کرد. این عمل نمایندگان دقیقا معطوف به وظایف و صلاحیتهای قانونی آنان میباشد. آنان در این رابطه مسئول هستند که در مجموع و در خصوص مصرف بودجه عادی و انکشافی از کارکرد حکومت و وزرا نظارت کنند. اتفاقا پیش از این رئیس جمهور هم بارها در مصاحبهها و گفتههای خویش تاکید داشت آن دسته از وزرایی که نتوانسته اند بودجه خود را به خوبی به مصرف برسانند باید مورد سوال قرار گیرند. ولی هنگامی که مجلس نمایندگان در این خصوص وارد عمل گردید و پس از نخستین جلسه استیضاح وزرا، که منجر به سلب صلاحیت سه وزیر کابینه در یک روز گردید، دیدگاه و موضع ارگ ریاست جمهوری دراین باره تغییر یافت. حکومت ضمن ناموجه دانستن استیضاح و سلب صلاحیت وزرا، از حضور وزراء در روزهای آتی در صحن علنی مجلس جلوگیری بعمل آورد و هم چنین از دادگاه عالی تقاضا کرده است که اصل قانونیبودن رد صلاحیت برخی از وزرا را بررسی کند. اما مجلس نمایندگان بدون توجه به این رویه حکومت به استیضاح وزرا هم چنان ادامه داد.
واقعیت آنست دلایلی که حکومت برای اعتراض به سلب صلاحیتها ارایه میدارد و نیز جلوگیری از حضور وزراء در مجلس و هم چنین رجوع به دادگاه عالی به همان اندازه رفتار متناقض و دوگانه است که واکنش تند اعضای مجلس نمایندگان و تایید و یا سلب صلاحیت غیابی وزراء نیز برخوردی دوگانه تلقی میگردد. باید پرسید چه چیزی سبب گردیده است که رئیس جمهور از استیضاح و سلب صلاحیت وزرای نابکار نگران باشد؟ آیا دلایلی که حکومت برای ناموجه شمردن استیضاح و سلب صلاحیت وزرا ارایه میدارد به یکباره و آنی ظهور نموده اند؟ اگر غیراین است چرا پیشاپیش در فضای آرام و بدور از تنش با اعضای مجلس نمایندگان و یا هیئت اداری موضوعات را درمیان نگذاشته است تا بصورت روشمند و قانونی قضیه را ختم بخیر نمود؟ مهمتر از همه مگر تاکید رئیس جمهور بر این نبود که از وزرای ناکارآمد باید پرسش صورت گیرد؟
در مورد رفتار مجلس نمایندگان نیز باید گفت، هرچند که استجواب و استیضاح وزراء حق قانونی آنان است، اما چه چیزی سبب گردید که مجموع نمایندگان یک باره از خواب گران برخاسته و لیست استیضاح وزراء را روی دست گیرند؟ چه عاملی موجب شد که سفرهای تفریحی و غیرتفریحی خود را به سختی فراموش نموده و در صحن مجلس حاضر شوند؟ رفتار دوگانه شما در مورد سلب صلاحیت و یا تایید وزرای غیابی چه منطق و توجیه قانونی دارد؟ از خزانه کدام علم غیب دانستید که فلان وزیر دارای کارنامه موفق است و وزیر دیگر نمره اش صفر است؟ و...
این تنش سیاسی و خودزنی در درون نظام سیاسی در حالی شدت یافته است که دشمنان آن در مرکز و ولایات یا در سنگرهای تهاجم و حمله قرار دارند و یا در حال برنامه ریزی برای استفاده از چنین فرصتهایی اند؛ در سویی دیگر مردم بیپناه و گرفتار در مصیبت افغانستان هیچ افق روشنی را در برابر دیدگان خویش نمی بیند. چنین به نظر میرسد که رسوخ فساد گسترده و عمیق در تمامی لایههای نظام سیاسی کار خود را نموده است و اینک در حال پوسیدن آخرین بقایای آنست. توفان و کشمکشهای درونی و خودزنی که میان حکومت و قوای سه گانه نظام سیاسی بوجود آمده است نه تنها ریشههای این نظام و دست آوردهای پانزده ساله اخیر را تهدید میکند، بلکه زمینه روحیه یافتن هرچه بیشتر مخالفین نظام سیاسی را فراهم گردانیده و بربادی ملک و ملت را درپی خواهد داشت.
(هفته نامه اقتدارملی 29/8/1395)
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »