آیا طالبان دوباره بر می گردند؟
آیا طالبان دوباره بر می گردند؟
هفته گذشته سیگار یا اداره بازرسی امریکا برای بازسازی افغانستان در گزارشی تازه خود اعلام داشت که گروه طالبان پس از سقوط این رژیم در سال ۲۰۰۱ بر مناطق بیشتری کنترول پیدا کرده است. این اداره در ادامه افزوده است که گسترش نفوذ طالبان باعث شده است بازرسان امریکایی و مقامات حکومت افغانستان به پروژه های بازسازی دسترسی نداشته باشند. گزارش این اداره که سیزدهمین گزارش سیگار است تصریح دارد که دولت افغانستان در حال حاضر به ۷۱.۷ درصد از مناطق افغانستان کنترول دارد. یعنی این که 30 در صد خاک کشور تحت کنترل مخالفین و طالبان قرار دارد. در این گزارش از اینکه طالبان توانسته اند به مناطق بیشتری نفوذ خود را گسترش دهند، اظهار نگرانی شده است.
البته نگرانی از وخیم شدن اوضاع و گسترش ناامنی محدود به گزارش اداره سیگار نمی شود. زیرا قبل از آن نیز گزارش ها و اظهار نظرهایی از سوی مقام ها و منابع مطلع وجود داشت و به نشر رسید مبنی بر این که نشانه های از وخامت بیشتر اوضاع امنیتی و سیاسی در حال مشاهده است. چنانچه معاون دوم رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی در یکی از اظهار نظرهای جدی خود بیان داشت که سال آینده برای مردم افغانستان سال سختی خواهد بود. وی افزود بر بنیاد اطلاعات بدست آمده اقدام ها و تدارکات سنگینی برای یک جنگ خونین و سختی چیده شده است. دقیقا چند روز بعد از آن جنرانل کیمپل فرمانده نیروهای ناتو در افغانستان نیز در اظهار نظری به خبرگزاری اسوشیتد پرس گفت که گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) در تلاش آن است تا شماری از جنگجویان خود را از سوریه و عراق خواسته و به شهر جلال آباد مستقر سازد. وی در ادامه افزود که تا هنوز چندین تن از جنگنجویان خارجی داعش در شرق افغانستان با این گروه یک جای شده و با جنگجویان افغان متعهد شده اند. کمپل در اظهارات خود تاکید ورزیده است که گزارش های وجود دارد که حامیان داعش در ننگرهار در صدد تحکیم روابط خود با این گروه تروریستی در سوریه و عراق هستند. فرمانده ناتو در ادامه گفته است که بسیاری از طالبان ناراضی که از بدنه طالبان جدا شده اند و با داعش اعلام وفاداری کرده اند. لازم به یادآوری که پیش از این اظهارات شماری از نمایندگان از جمله معاون اول مجلس نمایندگان گفته بودند که برخی مقامات با داعش همکاری دارند.
در تازه ترین گزارش ها آمده است که جنرال جان نیکلسون، فرمانده پیشنهادی نیروهای امریکایی و بینالمللی در افغانستان، معتقد است که اوضاع امنیتی در افغانستان در آینده "رو به وخامت" خواهد گذاشت. جان مک کین، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنای امریکا که باید ماموریت جنرال نیکلسون را تایید کند ، در آغاز جلسه مورد نظر اظهار داشته است با توجه به پیروزیهای طالبان در چند ماه اخیر و ظهور گروه موسوم به دولت اسلامی در افغانستان، بسیاری معتقدند وضعیت امنیتی در افغانستان رو به وخامت نهاده است و نه بهبودی. قابل یاد آوری است که جان "میک" نیکلسون به عنوان فرمانده بعدی نیروهای بینالمللی در افغانستان معرفی شده است. وی در حال حاضر فرمانده نیروهای زمینی ناتو می باشد. او قبلا هم در افغانستان ماموریتهایی داشته و زمانی رئیس ستاد عملیات ناتو در افغانستان بوده است.
در مجموع گزارش ها و اظهار نظرهای اخیر مقام های سیاسی و امنیتی کشور و اعضای ناتو و جامعه بین المللی درباره وضعیت امنیتی و سیاسی کشور نگران کننده می باشد. نگرانی های یاد شده ارتباط می گیرد به این مسئله که افغانستان هنوز از بحران های گذشته رهایی نیافته اند که اینک بایستی بحران تازه ای دیگری را متحمل شوند. درست است که مقام های حکومتی هشدار های لازم را می دهند ، اما باید به این پرسش نیز پاسخ دهند که در طی این مدت مسئولیت آنان در ارتباط با تامین امنیت و ایجاد نیروهای دفاعی و امنیتی چه بوده است؟ همینطور اعضای ائتلاف بین المللی و نیروهای ناتو باید پاسخ بگویند شما که از آدرس مردم افغانستان این همه هزینه نمودید و مدعی موفقیت مبارزه با تروریزم بوده اید، نتیجه این مبارزه شما چیست؟ آیا نتیجه همین است که سرانجام اعلام دارید که مردم افغانستان این بار به تیغ جلادان داعش سپرده خواهند شد؟ پاسخ هرچه باشد باید مسئولانه و شفاف باشد. با توجه به علایم و نشانه های موجود در کشور و نیز اظهار نظرهای صورت گرفته این نگرانی جدی تر شده می رود که آیا مردم افغانستان بایستی منتظر به قدرت رسیدن دوباره طالبان بصورت تدریجی باشند؟ آیا پانزده مبارزه بر ضد تروریسم و متمرکز ساختن تمام توان نظامی و سیاسی جهان و کشور برای سرنگونی طالبان همین خواهد بود که پس از چندی آنان دوباره به افغانستان برگردند و به حیث قدرت تعیین کننده بدل شوند؟
داستان هرچه هست اما آنچه اکنون مردم ما با بعنوان یک واقعیت تلخ روبرو می باشند این است که درشرایط کنونی وضعیت کشور هر روز روبیشتر روبه وخامت می رود. میزان ناامنی ها و نگرانی ها از وضعیت امنیتی افزوده می شود. اندک نگاهی گذرا به مجموع رویدادها و حوادث ناگواری که در در گوشه و کنار کشور روی میدهد بخوبی نشان میدهد که این نگرانی ها وناامنی ها صوری وتوهم وبدور ازواقعیت نیستند. تشکیل دولت وحدت ملی در آغاز با امیدها خوشبینیهای فراوانی همراه بود. اما با گذشتِ بیش ازیک سال از ایجاد دولت وحدت ملی، تقریباً تمام امیـدها به یأس انجامیده و کشور در وضعیتِ خطرناکی قرار گرفته است. حکومت جدید نه تنها تغییر و تحولات وعده داده شده را برآورده نساخت بلکه در حفظ آنچه موجود بود نیز ناکام ماند. زمامداران کنونی متاسفانه نه تنها قادر نگردیدند که مناسبات سیاسی و اجتماعی را بیش از پیش مستحکم سازند و آن را گسترش دهند بلکه به د امنه تفرقه و بدگمانی و از بین بردن اعتماد عمومی افزودن و حتا از درون خود حکومت آن چنان دچار اختلافاتِ عمیقِ گردیدند که گذاشتنِ یک گام موفقیت آمیز دیگر نیز برایشان مقدور نشده است. شاید برخی از تحلیلگران بدین باور باشند که بازگشت مطلق طالبان به اریکه قدرت غیرممکن خواهد بود. زیرا نه مردم افغانستان این اجازه و فرصت را به آنان خواهد داد و نه جامعه بین المللی دیگر تحمل قدرت یابی آنان را دارد. در پاسخ باید چه کسی تصور می کرد که پس از پانزده سال مبارزه با تروریزم ادعا گردد که 30 فیصد خاک افغانستان تحت کنترل مخالفین و طالبان قرار دارد؟ چه کسی گمان می برد که ادعا گردد که وضعیت امنیتی افغانستان روز بروز وخیم تر خواهد شد؟ و.... همانطور که آن تصورات و گمانه ها باطل و غیرقابل تحقق پنداشته می شد اما واقعیت یافتند؛ اینک نیز نمی توان مطمئن بود که روزی طالب یا گروه های افراطی دوباره اریکه قدرت را در دست خود بگیرند.
حال در این راستا سخن اصلی بر سراین است که در قدم اول مسئولیت سنگین دولتمردان است که باید روند روبه گسترش فاجعه و بحران و ناامنی را بگیرند. نگذارند که خون مردم بیگناه بیش از به زمین بریزد. تامین امنیت سراسری و همه جانبه مسئولیت نخستین وجدی حکومت است. افغانستان نباید باردیگر تجربه تلخ حاکمیت طالبان و یا فرمانروایی گروه های افراطی را تجربه نمایند. البته در این راستا جامعه بین المللی نیز مسئولیت دارند. آنان همانطور که از وخیم شدن اوضاع هشدار می دهند باید در مهار اوضاع و تامین امنیت افغانستان را یاری رسانند. اگر وضعیت در افغانستان دگرگون شود بگونه ای که دست آوردهای نظام جدید همراه با ساختار با تهدید و نابودی روبرو شود ، در آینده جامعه بین المللی نیز از این تهدید در امان نخواهند ماند. زیرا تروریستان و گروه های افراطی سعی خواهند کرد باردگر افغانستان لانه و مرکز و خوابگاه خویش بسازند. یکی از اساسی ترین راه های تامین امنیت این است که اعتماد ملی احیاء گردد. تمام نیروهای سیاسی و اجتماعی و حکومت در صف واحد و بخاطر دفاع از نظام سیاسی قرار گیرند. نکته دیگر توان و ظرفیت نیروهای امنیتی باید بیش از پیش افزایش یابد. هم چنین در زمینه اداره و حکومتداری خوب نیز بایستی اقدام های جدی و قاطع صورت گیرد؛ و نیز تلاش صورت گیرد که چرخ اقتصاد کشور از حالت رکود و ورشکستگی بیرون گردد و از دامن زدن به شکاف ها و اختلاف های سیاسی و اجتماعی پرهیز گردد. و سخن نهایی این که به هر میزان که در این مسیر و هدف های یاد شده موفق گردیم به همان اندازه از سقوط کشور در کام بحران جلوگیری نموده ایم.
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »