"مبارزه با تروریزم"؛ خیمه شببازی امریکا و پاکستان!
"مبارزه با تروریزم"؛
خیمه شببازی امریکا و پاکستان!
هفته گذشته برای چندمینبار پس از تهاجم قوای بینالمللی بر افغانستان و سرنگون ساختن حاکمیت سیاه طالبانی، که مقامهای ارشد نیروهای خارجی هریک مدعی بودند که موضوع "مبارزه با تروریزم" و "مجازات رهبران تروریست"ها و قطع حمایت خارجی از آنان در اولویت ماموریت بینالمللی ما قرار دارد؛ بار یگر یک مقام ارشد حمایت قاطع یا ناتو اعلام داشته است که رهبران سیاسی گروه طالبان در پاکستان مستقر اند و سران تکتیکی این گروه در افغانستان فعالیت دارند. جنرال جان نیکلسون، فرمانده نظامیان امریکایی و ناتو در افغانستان، هفته گذشته در یک کنفرانس ویدیویی در کابل مدعی شد که تروریستها از آن سوی خط دیورند به افغانستان میآیند و پس از عملیات نظامیان پاکستانی شمار زیاد این افراد از پاکستان به افغانستان آمده و برخی از آنان با گروه داعش یکجا شدهاند.
این فرمانده ناتو در ادامه بیان داشت که پاکستان برای از بینبردن لانههای طالبان در داخل خاک خود اقدام موثری نکرده است. وی با اشاره به ارتباط تولید و قاچاق موادمخدر بعنوان یک منبع قوی مالی گروههای تروریستی چون طالبان تصریح کرد که استراتژی جدید جنگی در افغانستان، برای اولین بار به نیروهای زیر فرمانش اجازه داده تا با منابع مالی طالبان وارد جنگ شود.
هرچند این ادعاها در محافل سیاسی و دیپلماتیک مورد استقبال واقع شده است، اما در این ارتباط سه نکته اساسی و تجربه شده را میتوان یاد داشت نمود:
نخست اینکه نه در گذشته و نه اکنون بر مقامهای امریکایی و انگلیسی پوشیده نبود که مرکز تروریزم در منطقه، پاکستان است و حکومت پاکستان از طریق سازمان استخباراتی آی اس آی و اردوی آن کشور به آموزش، تجهیز و سازماندهی تروریستها در افغانستان و منطقه مشغول است. در این رابطه حکومت وقت افغانستان نیز تلاشهای زیادی را بخرج داد که موضوع حمایت پاکستان از تروریستها را به کرسی نشانده تا از طریق فشارهای بینالمللی پاکستانیها مجبور گردند که دست از حمایت تروریستها برداشته و از روند صلح که به سود هردو کشور افغانستان و پاکستان میباشد، حمایت جدی نماید. هم چنین در حکومت وحدت ملی نیز این تلاشها ادامه یافت و رئیس جمهور و دیگر مقامهای کشور چندین بار سفرهایی برای برآورده شدن این هدف به پاکستان داشته اند.
اما اسناد و شواهد و نیز واقعیتهای پیش آمده نشان داد که غربیها با وجود آنکه از حقیقت موضوع کاملا اطلاع داشته اند و ضرورت آن را نیز بخوبی میدانستند، بجز لفاظی و تدارک سرگرمیهایی بنام مذاکرات دو جانبه و چند جانبه و یا تهدیدهای صوری و فورمالیته، هیچ اقدام جدی را در زمینه تحت فشار گذاشتن پاکستانیها برای قطع حمایت از تروریستها تا کنون انجام نداده اند. این عدم برخورد قاطع امریکاییها با پاکستان یا از لابیگری و سیاست ورزی خود پاکستانیها سرچشمه میگرفت یا از نفوذ قوی انگلیسها در سیاست گذاری منطقه ای امریکاییها بعنوان حامی و پدرکلان پاکستانیها.
مورد دوم نیز بگونه ای با مورد نخست ارتباط دارد و آن این است که اظهارات اخیر جنرال نیکلسون اولین اظهار نظرها دراین مورد یا به تعبیر خودش مورد حمله قرار دادن مراکز تروریستها در آن سوی مرزها نمیباشد و احتمالا آخرین آن نیز نخواهد بود. مروری بر روند مبارزه با تروریزم در منطقه و افغانستان، از سال 2001، نشان داده است ادعاها و وعدهها و حتا تهدیدهایی که در این زمینه از سوی جامعه بینالمللی به ویژه امریکاییها صورت گرفته، تاکنون هیچ نتیجه ای را دربرنداشته است. بنابراین اظهارات اخیر فرمانده ناتو درباره تمرکز حملات بر مراکز تروریستها در آن سوی مرزها، با اینکه مورد استقبال محافل سیاسی و دیپلماتیک قرار گرفته است، اما نباید جانب احتیاط را کنار گذاشت و نسبت به آن بیش از اندازه خوش باور بود، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود!
نکته آخر در این باره آنست که بخشی از موضوع یادشده به سیاستها و چگونگی عمل سیاسی دولتمردان افغانستان بر میگردد. درست است که حکومت افغانستان در گذشته و اکنون همواره در پی این بوده است تا ثابت نماید که تروریستها از آن سوی مرزها آموزش دیده و تجهیز و فرستاده میشوند و برای تأمین امنیت و دست یابی به صلح باید مراکز آنان در خاک پاکستان مورد هدف قرار گیرند؛ و حامیان پاکستانی آنان وادار گردند که نسبت به سیاست حمایتی خود از تروریستها تجدید نظر نموده و از روند صلح و ثبات حمایت کنند؛ اما متاسفانه این روش حکومت افغانستان با سه چالش عمده روبرو بوده است: یک: نبود یک استراتژی مشخص و تعریف شده؛ دو: ناتوانی یا ضعف دیپلماسی خارجی برای لابی گری در دهلیزهای سیاسی دولتهای ذی نفع و ذی دخل؛ سوم وجود عناصر ستون پنجم در درون دستگاه دیپلماسی و امنیتی کشور که هر طرح و سیاستی را قبل از اقدام به مراجع خود گزارش داده و خنثا میساختند.
بنابراین با یادآوری موارد فوق میتوان گفت باوجود خیمه شب بازیها و جنگ زرگریهایی اینگونه ای که واشنگتن با اسلام آباد تاکنون دنبال نموده است، در نگاه امریکاییها، پاکستان هم چنان یک متحد "خوب" است. در چنین بازی پیچیده و رازآلود میان امریکا و پاکستان در ارتباط با افغانستان، سیاست مداران کشور راه بسیار دشوار و وضعیت بسیار بغرنجی را پیش روی دارند. تا زمانی که امریکا وضعیت منطقه و افغانستان را با محور قراردادن "متحدخوب" بنگرند؛ و نیز حکومت افغانستان در سیاستهای داخلی و خارجی از ضعفهای بنیادین و فقدان انسجام و باورمندی به منافع ملی رنج ببرد، و ستون پنجمیها در ساختارهای یادشده هم چنان مصئونیت داشته باشند، دست یابی به صلح و موفقیت در مبارزه با تروریزم بسیار بعید به نظر میرسد.
(نشرشده درهفته نامه اقتدارملی 11/9/1396)
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »