سال نوشد و نگرانی‌ها هم چنان باقی است

گویا تقدیر یا سرنوشت چنان رقم خورده است که بحران و نگرانی‌های مربوط به آن هم چون شمشیرآخته بر سقف خانه مردم ما آویزان باشد. با گذشت بیش از پانزده سال از استقرار نظام جدید سیاسی تصور می‌شد که با گذشت زمان افغانستان دارای حاکمیت گردیده و در پرتو یک حکومت قدرتمند و مشروع مردم ما زندگی آرام و شرافتمندانه ای را پی‌خواهند گرفت. ولی افسوس که واقعیت‌های موجود در کشور بگونه ای و در مسیری جریان دارد که هیچ یک از آمال و تصورهای یاد شده مردم ما برآورده شدنی نخواهد بود.

اینک همه ساکنان سرزمین‌ها و مردمان نوروزی با فراغ خاطر و شادمانی به استقبال نوروز رفته و سال نو را خوش آمد می‌گویند؛ اما مردم افغانستان که مهم ترین و کهن ترین بخش سرزمین فرهنگ نوروزی بشمار می‌آیند بجای سازو سرود، نشاط و آسودگی خاطر ، با نگرانی و اضطراب به ورود نوروز و تحویل سال نو چشم دوخته اند.

پیش بینی‌های قبلی و شواهد امروزی حاکی از آنست که تروریست‌ها و دشمنان صلح و امنیت کشور با آغاز سال نو و فرا رسیدن بهار، آمادگی‌های لازم را برای تهاجم و دهشت افگنی با هدایت و حمایت حامیان خارجی منطقه‌ای و بین‌المللی خود آغاز خواهند کرد. برخی از گزارش‌های تایید شده حاکی از آنست که مخالفان عملا وارد انجام عملیات‌های بهاری گردیده اند. چنانچه بصورت مشخص ولسوالی سنگین هلمند را توانستند به تصرف خویش در آورند؛ از جانب دیگر فعالیت‌های خود را در ولایات شمالی و غربی کشور به شدت افزایش داده اند. چنانچه در آخرین روزهای هفته گذشته تهاجم سنگین مخالفان بر ولسوالی دره صوف آغاز گردیده است. همین طور اظهارات مقام‌های ولایت هرات اذعان بر آن دارد که مخالفان تحرکات خود را در مناطق اطراف هرات و ولسوالی‌های آن افزایش داده اند.

اما آنچه در این میان بسیار تأسف انگیز می‌باشد آسودگی خاطر و توجیهات و یا خوش خیالی‌های مقامات دفاعی و امنیتی کشور می‌باشد. چنانچه مقام‌های ارشد دفاعی و امنیتی با خودبزرگ بینی و اعتماد به نفس کاذب سخن از توانایی‌های فوق العاده و رهبری توانمند نظامی و امنیتی در سرکوب و خنثی سازی حملات مخالفان بر زبان می‌آورند. آنان با همین شگردها و احتمالا تهدید حیثتی و خریدن شمار زیادی از اعضای مجلس نمایندگان قادر شدند که صداهای اعتراض بر علیه خود را خاموش ساخته از زیر تیغ استیضاح و سلب صلاحیت در پارلمان کشور جان سالم بدر ببرند.

در شرایطی که خودبزرگ بینی مقام‌های دفاعی و امنیتی کشور همه را شگفت زده ساخته است؛ در مغایرت با آن شماری از مقام‌های نظامی قدرت‌های حامی حکومت وحدت ملی اظهاراتی را بیان داشته اند. بطور نمونه فرمانده عمومی نیروهای ناتو در یک گفتگو با یکی از روزنامه‌های مشهور خارجی گفته است در حال حاضر دولت افغانستان تنها بر شصت و دو درصد از جمعیت این کشور که پنجاه درصد از خاک افغانستان را شامل می‌شود حاکمیت دارد و سایر مناطق افغانستان از کنترل دولت خارج است. قطعا چنین اظهاراتی آن هم از سوی یک مقام ارشدنیروهای خارجی و حامی حکومت وحدت ملی بدون اطلاعات موثق وبی‌بنیاد نمی‌باشد؛ چنانچه شواهد و واقعیت‌های موجود کشور نیز این گفته فرمانده نیروی‌های نظامی ناتو را تایید می‌نماید. اما شگفتا که مقام‌های دفاعی و امنیتی کشور با قاطعیت سخن از توانمندی مدیریتی و تامین امنیت همه جانبه در مرکز و ولایات برزبان می‌آورند. آنان در اظهارات خویش با اعتماد به نفس غیرقابل انتظار مدعی اند که امنیت در سراسر کشور تامین بوده و هرگز اجازه نخواهند داد که مخالفین به اهداف خویش دست یابند.

در این باره حداقل دو سوال اساسی مطرح می‌گردد: سوال اول این است که آیا مقام‌های دفاعی و امنیتی کشور اوضاع آشفته و ناامن کشور را در نمی‌یابند که چنین خونسردانه سخن می‌گویند؟ یا این که قضیه چیز دیگری است و آنان بطور عمدی چشم از واقعیت‌ها گردانیده و با افکار عمومی و سرنوشت جامعه بازی می‌کنند؟ پاسخ هرچه باشد، نتیجه یکی است و آن عدم احساس مسئولیت و ایجاد بی اعتمادی مطلق میان مردم و حکومت.

در سوی دیگر مقام‌های نظامی نیروهای خارجی هم چون فرمانده ناتو در کشور بر آشفتگی و ناامن بودن اوضاع کشور انگشت نهاده و تاکید دارند که حکومت در زمینه سرکوب مخالفین موفقیتی نداشته است. آنان همواره تاکید دارند که برای بدست آوردن نتیجه، یعنی سرکوب مخالفین به دلیل ضعف و کمبود نیروهای دفاعی و امنیتی افغان، بایستی نیروهای بیشتر خارجی در افغانستان مستقر گردند! اینجاست که سوال دوم مطرح می‌گردد که این تضاد در اظهارات مقام‌های داخلی و خارجی نشانه چیست؟ خصوصا این مسئله با نزدیک شدن فصل جنگی طالبان در کشور، از سوی مقام‌های ارشد نظامی ناتو شدت یافته و همواره از بدتر شدن اوضاع امنیتی سخن گفته و اظهار نگرانی می‌نمایند؟ چنانچه به همان پیمانه که رئیس جمهور کشور به توانایی و موفقیت‌های نیروهای دفاعی و امنیتی کشور افتخار می‎نماید؛ جنرال جان نیکلسون بر این تاکید دارد که "ما نمی‌توانیم افغانستان را تنها بگذاریم. این جا جایی است که جنگ علیه تروریزم در سال دو هزار و یک آغاز شد. شکست در این جا، تروریزم را در سطح جهانی تشویق خواهد کرد." در ادامه وی می‌افزاید که برای غلبه در این جنگ بایستی شمار نیروهای نظامی خارجی افزایش یابد.

از مجموع آنچه گفته شد چنین بر می‌آید که با گذشت چندین سال، هنوز ناامنی و تداوم جنگ با بهانه‌های مختلف با زندگی مردم ما عجین می‌باشد. ادعاهای واهی مقام‌های دفاعی و امنیتی کشور در مدیریت تامین امنیت، شدت یافتن فعالیت مخالفین و اظهارات مقام‌های نظامی خارجی مبنی بر افزایش شمار نظامیان برای سرکوب مخالفین بدون توجه به توانمند ساختن و تجهیز نمودن بخش نظامی و امنیتی کشور پیام‌ها و نشانه‌های خوبی برای سال پیش روی در کشور به شمار نمی‌رود.