تشدید پروژه ناامنی،

دیروز کندز، امروز بغلان!

موضوع گسترش و افزایش شدت ناامنی‌ها در کشور از مسایلی دانسته می‌شود که همیشه از سوی آگاهان سیاسی و نظامی نسبت به آن هشدار داده می‌شد. اما متاسفانه نسبت به این هشدارها بی‌توجهی کامل صورت گرفت و حتا برخی آن را نوعی تبلیغات جانب گرایانه منطقه ای تحلیل نمودند. سقوط چندین باره شهر کندز بدست طالبان و تحمیل ساختن تلفات و خسارات زیاد نشان داد که داستان کشانیدن ناامنی‌ها به ولایات شمالی یک طرح بسیار خطرناک، حساب شده و طولانی مدت می‌باشد. سقوط چندین باره شهر کندز پایان ماجرا و تشدید جنگ در ولایات شمالی نبود، بل آغازی بود برای ناامن ساختن سایر ولایات شمال افغانستان. امروز از بدخشان تا بادغیس موجی از ناامنی دامن گسترانیده است. هر روز مخالفین مواضع شان را تحکیم بخشیده و نیروهای حکومتی برخلاف تبلیغات بی‌پشتوانه در حال انفعال و از دست دادن مواضع خویش اند. وضعیت به اندازه ای وخیم گردیده است که طالبان جرأت یافته اند در ولایت سرپل، مردم را از برگزاری مراسم عروسی در هتل‌ها با بهانه‌های دینی منع نموده است. در اطراف کندز مردم برای حل و فصل دعاوی خویش بجای مراجعه به محاکم دولتی به طالبان مراجعه می‌کنند. متاسفانه در طی این مدت باوجود هشدارها و بروز وقایع خونین در کندز، مقام‌های امنیتی و رهبران حکومت وحدت ملی هیچ طرح اساسی برای تامین امنیت شهروندان و پیش گیری از گسترش جنگ و خشونت روی دست نداشتند، گویا این که دست‌هایی مرموز در مرکز حکومت نیز درکار است تا از اقدام اساسی برای سرکوب شورشیان جلوگیری نماید و دامنه ناامنی‌ها را به سایر ولایات بکشاند.

در همین راستا هفته گذشته گزارشی در خبرها آمده بود که طالبان یک حمله گروهی وجدی را بر بغلان مرکزی انجام دادند. هرچند مقام‌های حکومتی مدعی اند که این حملات دفع گردیده است، ولی بخاطر عدم صداقت ونبود دقت در اطلاع رسانی مقام‌های حکومتی تایید این خبر دشوار به نظر می‌رسد. در آخرین گزارش‌های نشر شده آمده است که نواحی مختلف شهر بغلان در آستانه سقوط قرار گرفته است و هزاران خانواده از ترس جان و ناموس خود مجبور به فرار و ترک خانه‌های خود شده اند. یکی از فعالان مدنی شهر بغلان مرکزی در تشریح و توصیف وضعیت آن شهر در حالی که تحت تهاجم طالبان قرار گرفته است می‌گوید: بغلان نیز در حالتی بحرانی شبیه به ولایت قندوز به سر می‌برد، طوری‌که ولسوالی‌های تاله و برفک به دست طالبان سقوط کرده و جنگ در جریان است. به گفته وی مناطق دوشی و خنجان که در شاهراه سالنگ قرار دارند از امنیت مناسب برخوردار نیست، درگیری‌ها در ولسوالی بورکه نیز شدید می‌باشد و بخش‌هایی از این ولسوالی نیز تحت کنترل طالبان قرار گرفته است و تنها نقطه نسبتا امن در ولایت بغلان شهر پلخمری است. به طور کلی تمامی 14 ناحیه اداری بغلان دچار ناامنی و درگیری با طالبان هستند.

این فعال مدنی در ارتباط به علل و شرایط گسترش ناامنی در بغلان اظهار داشته است از یک سال قبل که بغلان با افزایش ناامنی‌ها مواجه شد، بارها از سوی مردم و نهادهای مدنی نسبت به این ناامنی‌ها هشدار داده شده بود و تظاهرات‌هایی نیز برای درخواست توجه بیشتر صورت گرفت که متاسفانه توجه چندانی به آن‌ها نشد؛ اکنون وضعیت نیروهای اردو و پولیس در بغلان طوری است که علی رغم همه تلاش‌ها و هماهنگی‌ها، این بیم وجود دارد که این ولایت نیز همانند قندوز با حمله گسترده طالبان با سقوط مواجه شود.

به گفته این فعال مدنی با وجود چنین شرایطی سخت و خطرناک هیچ گونه کمکی از سوی حکومت مرکزی به آوارگان و مردم فراری از قندوز و بغلان نشده است. بنا به اظهارات این فعال مدنی مشخص نشدن والی بغلان نیز یکی از عوامل در افزایش ناامنی‌ها موثر دانسته می‌شود. با در نظرداشت گزارش یاد شده کاملا روشن که علت اصلی گسترش جنگ و ناامنی در ولایات شمالی بی‌کفایتی مطلق حکومت و مقام‌های امنیتی می‌باشد. برخلاف مصاحبه‌ها و اظهارات صورت گرفته از سوی مقام‌های امنیتی، متاسفانه هیچ طرح و برنامه ای منسجم و استراتژیک برای سرکوب مخالفین و تامین امنیت در دست نیست. هرچند شماری از سربازان و نیروهای پولیس در حالی که هیچگونه برنامه و حمایت و فرماندهی قدرتمندی وجود ندارد در مقابل طالبان اعزام می‌گردند که سرانجامی جز قربانی شدن بی‌نتیجه آنان، هیچ‌گونه دست آوردی دیگر وجود ندارد. با در نظرداشت چنین شرایط دور از نظر و گمان نمی‌توان داشت که مبادا گسترش ناامنی از کندز تا بغلان خود یک پروژه استخباراتی باشد! این مسئولیت دولتمردان و مقام‌های امنیتی است که برای رفع این شبهه بایستی یک طرح و استراتژی منسجم و قاطع را برای سرکوب مخالفین و تامین امنیت به اجرا بگذارند.