بازنگری امریکا در افغانستان؛ شکست یا تقویت مواضع؟

هفته گذشته روزهای سختی برای افغانستان بود. هرچند هیچ روزی برای مردم افغانستان، روز خوش و آرامی نبوده است، اما در هفته گذشته روزهای بسیار سخت تری سپردی گردید. رویدادهای امنیتی از جمله استفاده از بزرگترین بمب غیرهسته ای در ننگرهار و رویداد خونین تروریستی در قول اردوی شاهین ولایت بلخ که شمار زیادی از نیروهای اردوی ملی جان خود را از دست دادند سبب واکنش‌های شدید و مختلفی در داخل و خارج کشور گردید.

حقیقت موضوع آنست که افغانستان از هنگام روی کار آمدن وحدت ملی تاکنون در بدترین وضعیت و شرایط امنیتی، اقتصادی و حکومتداری روبرو بوده است. حکومت وحدت ملی با وجود برخی برنامه ریزی‌ها، اما در عمل قادر نگردید که شرایط مساعد را برای شهروندان فراهم گرداند. این مسئله سبب گردیده است که محبوبیت حکومت وحدت ملی هم در داخل کشور و هم در سطح بین‌المللی به شدت زیر پرسش قرار گیرد. ولی مسئولین حکومتی تا هنوز حاضر نشده اند که چنین واقعیت تلخ را بپذیرند. آنان در این گمان هستند که حکومت وحدت ملی در داخل و خارج کشور از محبوبیت و طرفداری قابل ملاحظه ای برخوردار است. .برای نمونه آنان برگزاری نشست‌های مختلف در داخل و خارج کشور را یادآوری نموده که در آن کشورهای خارجی حمایت سیاسی و اقتصادی خود را از حکومت وحدت ملی اعلام داشته اند.

در نگاه نخست شاید چنین چیزی قابل قبول و واقعی به نظر برسد. اما با اندک دقتی درخواهیم یافت که حمایت کشورهای خارجی از حکومت وحدت ملی نه بخاطر محبوبیت آن، بلکه بخاطر ترس و نگرانی از انتقادهای شدید داخلی شهروندان شان می‌باشد. از جانب دیگر آنان نمی خواهند که افغانستان را به یکباره رها ساخته و در کام تروریزم سقوط دهند. زیرا پیامد چنین تصمیمی قطعا دامن آنان را هم خواهد گرفت. برای درک موضوع یادشده سفر ناگهانی وزیر دفاع امریکا از کابل نمونه ای خوبیست از نگرانی نسبت به آینده کشور و کارکرد ضعیف حکومت وحدت ملی.

در هفته گذشته جیمز متیس، وزیر دفاع ایالات متحده امریکا در یک سفر از قبل اعلام ناشده وارد کابل گردید. وی هدف خود را از این سفر تلاش برای دریافت واقعیت‌های تازه تر و بیشتر از اوضاع کشور دانست که بر اساس آن گزارش لازم برای رئیس جمهور امریکا دونالد ترامپ بایستی تهیه گردد. وی تاکید و رزید که رییس جمهور ترامپ دستورداده است که سیاست ما درافغانستان بازنگری شود. گفت و گوهای جاری با رهبران افغانستان بخشی از بررسی‌ها ما است؛ و من از همین رو به اینجا آمده ام و با رییس جمهورو وزیران او دیدارکردم و به گونه مستقیم با جنرال نیکلسن فرمانده ناتو گفت و گو کردم تا به رییس جمهورترامپ، دبیرکل ناتو و تمامی کشورها و نیروهای که با آن‎ها همکاری می‌کنیم بهترین ارزیابی و مشوره را ارایه کنم.

وزیر دفاع امریکا پس از ملاقات با مقام‌های ارشد حکومت وحدت ملی و برخی از چهره‌های سیاسی و دریافت معلومات از از اوضاع جاری کشور اظهار داشت که سال ۲۰۱۷ برای افغانستان یک سال پر چالشی خواهد بود. اما وی با وجود چنین پیش بینی نگران کننده تاکید ورزید که نیروهای خارجی و امریکایی در کنار نظامیان افغان ایستاده خواهند بود.

پرسشی که اینک مطرح می‌شود اینست که براستی سفرهای اخیر مقام‌های امریکایی به افغانستان چه هدفی را دنبال می‌نماید؟ چند روز پیش مشاور امنیتی دونالدترامپ طی یک سفر دوره ای منطقه ای از کابل دیدار داشت؛ و پس از او وزیردفاع امریکا از کابل بازدید نمود. هرچند از گفتگوهای پشت پرده رهبران سیاسی افغانستان و وزیردفاع امریکا تاکنون چیزی به بیرون افشا نشده است، اما وزیر دفاع امریکا به رهبران سیاسی افغانستان اطمینان داده که واشنگتن در کنار کابل ایستاده خواهد بود. به باور آگاهان سیاسی هدف اصلی از این سفرهای متعدد ممکن است چند گزینه ای باشد. یعنی از یک‌سوی دولت جدید امریکا نیازمند به روزآمد کردن سیاست خارجی خود دارد، که افغانستان هم در آن زمره قرار دارد؛ دیگر آن‌که با توجه به تغییر و تحولات عمده در منطقه و خصوصا افغانستان و فعال شدن سیاست روس‌ها، امریکایی‌ها قصد دارند که ضمن دلگرمی دادن به رهبران حکومت وحدت ملی، هم از تحرکات و فعالیت روس‌ها بیشتر آگاه شوند و هم به آنان هشدار بدهند که امریکا قلمرو و منطقه نفوذ تعریف شده برای خود در منطقه دارد که اجازه دخالت هیچ قدرتی دیگر را نخواهد داد. بنابراین تصور و توهم ایجاد شده مبنی بر احتمال خروج نیروهای خارجی از افغانستان یک تصور باطل می‌باشد. حتا امریکا ممکن است برای تقویت مواضع یادشده مجبور شود که شمار بیشتری از نیروهای خود را در افغانستان افزایش دهد ؛ که اتخاذ چنین سیاسی با روحیه رئیس جمهور کنونی امریکا بسیار سازگاری دارد.

آن‌چیزی که متاسفانه در این میان غایب است مدیریت و توانایی سیاست مداران افغانستان است که از چنین زمینه‌هایی باید در جهت تثبیت اوضاع و بهره برداری برای جلب حمایت بیشتر استفاده نماید. این ضعف سیاست خارجی که ریشه در ضعف و ناتوانی‌های داخلی دارد این نگرانی را بیش از پیش تقویت می‌نماید که مبادا افغانستان هم چون قرن 18 و 19، بار دیگر میدان کشمکش و رقابت روس و غرب نشود!