بیتوجهی به نگرانیهای روزافزون انتخابات!
بیتوجهی به نگرانیهای روزافزون انتخابات!
انتخابات یکی از بنیادهای اساسی نظام دموکراتیک و مهمترین پروسه ملی دانسته میشود. اما با وجود تجارب شیرین و تلخ، اینک پس از تأخیرها و کوتاهیهای بسیار و ناموجه در برگزاری انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالیها، نگرانیها در مورد اجرای این پروسه ملی، هرروز ابعاد پیچیده تر و جدیتری پیدا مینماید. این نگرانیها تا بدانجا اوج و شدت یافته است که برخی برگزار نشدن انتخابات آینده پارلمانی را احتمال می دهندٰ شماری دیگر از شمار واجدین رأی دهنده اظهار نگرانی می نمایند٬ برخی از هم اکنون شافیت و حفاظت از آراء مردم را غیرممکن می دانند. با توجه به تجاربی که از انتخاباتهای گذشته –هرچند ناقص و همراه باکاستیها- بدست آمده است٬ دور از انتظار نیست آنانی که تحقق انتخابات آزاد، سالم و شفاف را مغایر خواستها و نیتهای تمامیت خواهانه و خودکامانه خویش میدانند، از هیچ وسیله و بهانه ای برای مخدوش ساختن یا تعلیق و حتا تعطیلی آن فروگذار ننمایند.
شرایط عینی و نشر برخی گزارشها چنین نشان میدهند که برآورده شدن مطلوب یاد شده، یعنی برگزاری انتخابات شفاف و به موقع با چالشها و نگرانیهای جدی روبرو میباشد. یکی از زمینههای عمده این نگرانی عدم اعتماد به اعلام مواضع حکومت مبنی بر دخالت نکردن در امر انتخابات است. مقامهای حکومتی بارها در نشستهای مطبوعاتی و سخنرانیهای خود تاکید ورزیده اند که حکومت هرگز در روند انتخابات دخالت نخواهد ورزید. همینطور حکومت اجازه نخواهد که کسانی دیگر نیز در روند انتخابات اعمال نفوذ و دخالت نمایند. اما هرچند اعلام چنین تعهدی از سوی حکومت موجب خوش بینی برخی گردیده است٬ اما پرواضح است که قضایای انتخابات روند پیچیده ای دارد. دستهای گوناگونی درکار اند تا در روند و نتیجه انتخابات اعمال نفوذ نموده و آن را به سمت خود جهت دهند. در این میان شنیدهها حاکی از آنست که دست حکومت برای نفوذ احتمالی بر روند و نتیجه انتخابات نسبت به دیگران برتری دارد. به طور مثال تحت فشار گذاشتن اعضای کمیسیون انتخابات از سوی رئیس جمهور یکی از مهمترین نشانههای دخالت و اعمال نفوذ حکومت در روند انتخابات میباشد. هرچند سخنگویان حکومت برحسب وظیفه این موضوع را رد کرده اند٬ اما امروز کمتر کسی به این سخنان و ادعاها باور دارد.
نگرانی دیگر در مورد روند انتخابات فقدان یک برنامه دقیق و قابل از سوی کمیسیون انتخابات برای جلب اعتماد مردم و رأی دهندگان میباشد. موضوع جنجال بر انگیز ثبت نام رای دهندگان از مشخصترین نمونههای نبود یک برنامه دقیق از سوی کمیسیون میباشد. همانطور که شاهد بوده ایم مسئله ثبت نام رای دهندگان تاکنون چند مرحله را پشت سرگذارده است٬ با آن هم تاکنون قناعت و اعتماد عمومی بدست نیامده است. موضوع استفاده از تذکرههای تقلبی و جعلی برای ثبت نام٬ خرید و فروش تذکره برای ثبت نام کاندیداها٬ اعمال نفوذ زورمندان حتا تا مرحله انتقال کارمندان ثبت احوال نفوس به مناطق تحت نفوذ و منازل شان و....
در اخیر مهم ترین نگرانی درمورد برگزاری انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالیها گسترش ناامنی در کشور میباشد. یکی از اهداف برگزاری انتخابات اخیر٬ تحقق انتخابات شوراهای ولسوالیها میباشد. حال آن که در وضعیت کنونی ولسوالیهای ولایات یکی از پی دیگری در حال سقوط اند و یا در شمار مناطق قرمز قرار دارند که برگزاری انتخابات در آنجا غیرممکن است. به اذعان کمیسیون انتخابات بیش از هشتصد مرکز انتخاباتی بخاطر مسایل امنیتی کاملا مسدود و غیرفعال است. بنابراین در شرایطی که مراکز ثبت نام انتخاباتی و مراکز رأی دهی مورد تهدید مستقیم قرار داشته باشد چگونه میتوان توقع داشت که شوراهای ولسوالیها گشایش یابد؟
با برشماری بعضی از نگرانیهای انتخاباتی، حکومت مسئولیت دارد که در زمینه رفع این نگرانیها با قاطعیت و روشنی تمام اقدام عملی نماید. تجربه تلخ انتخابات گذشته نشان داد که دست برد به آراء مردم و پرساختن صندوقهای رأی از برگههای جعلی وضعیت متزلزل کشور را بیش از پیش بسوی فاجعه سوق خواهد داد. بنابراین قابل اعتماد ترین شیوه احترام به قانون و آراء مردم و برگزاری یک انتخابات شفاف و بدور از تقلب است که باید امنیت همه جانبه آن تامین گردد و میکانیزم آن نیز روشن و بدور از هرگونه شائبه ای تنظیم گردد. ادامه بیتوجهی حکومت به موارد فوق و سستی در اراده کمیسیون انتخابات در واقع کوتاهی از انجام مسئولیت ملی شمرده میشود که پیامدهای ناگواری را برای کشور و نظام سیاسی بدنبال خواهد داشت.
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »