خوابهای خوش رئیس جمهور و روزهای سیاه کشور!
خوابهای خوش رئیس جمهور و روزهای سیاه کشور!
محمداشرف غنی رئیس جمهورحکومت وحدت ملی هفته گذشته طی سفری در جلال آباد اعلام داشت نشانههایی از تحقق صلح در کشور نمایان شده و افغانستان در آستانه حل بحران چهل ساله خود قرار دارد. وی این سخنان خود را با اشاره به کاهش محدوده جنگ بین حکومت و طالبان پس از ختم آتشبس مستند ساخت.
اشرف غنی در ادامه افزود هم اکنون نسبت به تحقق صلح و حاکمیت قانون همه مردم افغانستان به اجماع همگانی دست یافته اند و حکومت نیز از این خواستههای برحق مردم حمایت نموده و هر وقتی که لازم باشد آتشبس دوباره را برای توقف جنگ اعلام خواهد کرد. وی درباب مذاکره و آتش بس با طالبان تأکید ورزید اگر طالبان به مذاکرات حاضر شوند، هرجایی که خواسته باشند زمینه مذاکره فراهم خواهد شد و شخص خودش و داکتر عبدالله برای آغاز و دوام مذاکرات با این گروه در هرمکانی حضور خواهند یافت.
این اظهارات اخیر اشرف غنی درباره وضعیت جاری کشور همان رنگ و بوی تبلیغات انتخاباتی را که وی بیش از چهار سال پیش بیان داشته بود و در آغاز کار حکومت وحدت ملی بر آن تأکید داشت که شهروندان افغانستان حقوق برابر دارند و هیچ شهروندی بر شهروند دیگر امتیاز ندارد.
این که افغانستان بتواند راه طولانی و پرهزینه و خسارت بار بحران چهل ساله را به پایان رسانیده و به ثبات واقعی دست یابد از آرزوها و خواستهای دیرینه و از عمق دل و جان مردم است. همینطور بوجود آمدن یک اجماع همگانی میان مردم و حکومت و بخصوص میان دولتمردان و جناحهای تشکیل دهنده حکومت وحدت ملی نیز مورد استقبال مردم میباشد. اما با توجه به تجارب سیاسی و فراز و نشیبهای که پشت سرگذاشته شده است؛ بخصوص در دوران پرتنش و سراسر تشنج و نفاق حکومت وحدت ملی باید بر این ادعاها و اظهارات رئیس جمهور تأمل نمود. نکته یا پرسش اصلی این است که آیا آنچه اشرف غنی در جلال بر زبان آورده است واقعیت دارد یا خیر؟ اگر در دایره و گستره جغرافیایی ناامنیهای کشور تغییرات چشم گیر پیش آمده است کجاست؟ شما کدام ولایت را میتوانید نشان دهید و نام ببرید که در آن امنیت برگشته باشد؟ کدام جبهه چشم گیر و اثر گذار طالب یا مخالفین مسلح حکومت وجود دارد که دست از جنگ برداشته است؟ کدام اجماع ملی میان مردم و حکومت بر سرکدام مسئله شکل گرفته است که فاصله میان حکومت وحدت ملی و جامعه را کاهش داده باشد؟ کدام تفاهم میان رهبران جناحهای تشکیل دهنده حکومت وحدت ملی وجود دارد که اشرف غنی، نام عبدالله را هم در کنار خود عنوان میکند؟ کدام اجماع منطقه ای و بینالمللی شکل گرفته است تا خوش بین بود که دیگران هم اراده دارند تا جنگ و بحران در افغانستان خاتمه یابد؟ و...
به نظر میرسد که اظهارات اخیر اشرف غنی در جلال آباد هر چند در نفس خود آرزو و خواست همه مردم میباشد؛ اما در عرصه واقعیت تاکنون هیچ نشانه ای از آن برای مردم قابل مشاهده نیست. آنچه اشرف غنی برزبان آورده است از دو صورت خارج نیست:
صورت اول اینست که شاید وی دچار خواب نما شده است. سفرهای پی در پی در ولایات، سفرههای رنگین، تملقهای پرچرب و آبدار، هواخوریهای فرحناک و... همه و همه از لحاظ روانی وی را در شرایطی قرار داده است که ناکامیها و بن بستها و موانع و نارضایتیها کمرنگ جلوه نماید و حتا در خواب نیز سبب گردد که مسیر پرمخاطره کابل-جلال آباد را، سراسر آرامش و امنیت ببیند!
صورت دوم اینست که اشرف غنی فارغ از حالت روانی خاص، یک سیاست گر حیله ورز و ماهر است. او بخوبی آموخته است که چگونه منویات شخصی و تباری خود را در پشت نقاب و قالب و اداها و اطوارهای فریبنده از چشم مردم و حامیان خارجی خود مخفی ساخته و از خود یک چهره دموکرات و قانون گرا جلوه دهد. همانطور که قبلا اشاره رفت او در دوران تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری و در روزهای نخست ریاست جمهوری حکومت وحدت ملی ادعاها و وعدههای بسیار و بزرگی را برای مردم افغانستان و جهان تعهد سپرد که تاکنون هیچ یکی از آنان تحقق نیافته است. او با مهارت تمام از تعهدات سپرده شده و وعدههای داده شده توانسته است که شانه خالی نماید.
بنابراین از اظهارات اخیر اشرف غنی را خواب نمایی تلقی ننماییم باید عاری از واقعیت دانست و آن را در فقط در قالب تبلیغات و اغفال ساختن افکار عمومی دانست. زیرا هم اکنون هیچ چشم انداز روشن و قابل اعتمادی از پایان یافتن بحران چهل ساله مشاهده نمیشود؛ بلکه دامنه بحران هر روز بصورت قصدی و سازماندهی شده دامن زده میشود. همینطور هیچگونه اجماع ملی درباره آنچه که وی بیان داشته است وجود ندارد. شاید برخی از آنان خواست مردم باشد اما در مورد روش رسیدن و تحقق آن هیچگونه اجماعی وجود ندارد،بل نگرانیها و فقدان صداقت در میان است. در ساختار حکومت وحدت ملی نیز هیچگونه همسویی و تفاهم در هیچ زمینه ای وجود ندارد. به طور نمونه از اعتراض ریاست اجرائیه در مورد اعلام آتش و نیز برطرفی وزرا یاد کرد. بنابراین برخلاف خوش پنداری یا خوابهای خوش رئیس جمهور، کشور اکنون در آتش التهاب و ناامنی میسوزد!
نشرشده در هفته نامه اقتدارملی 16/4/1397
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »