اهمیت و شفافیت انتخابات پارلمانی
اهمیت و شفافیت انتخابات پارلمانی
"انتخابات" یکی از شاخصههای اساسی نظام دموکراتیک و مهمترین پروسه ملی کشور است. از ویژگیهای عمده دوره نوین سیاسی کشور، بخصوص پس از سقوط حاکمیت سیاه طالبان، اهتمام به اجرایی شدن این شاخصه دموکراتیک و ملی بوده است. مردم در طی شانزده سال گذشته با وجود چالشها و کاستیها و نقایص فراوان، تجربه چند دور انتخابات را پشت سرگذاشته اند، و اینک در آستانه فصل دیگری از تعیین سرنوشت و رقم زدن چگونگی آینده خود میباشند. همانطور که گفته شد با وجود تجارب شیرین و تلخ بدست آمده از پروسه ملی انتخابات، اینک آمادگیها برای برگزاری انتخابات پارلمانی گرفته شده است. برگزاری این دور از انتخابات پارلمانی از جهات مختلف حایز اهمیت میباشد.
چنین به نظر میرسد که مهمترین نکته در برگزاری انتخابات پارلمانی کنونی این است که روند تجربه و تمرین دموکراسی در کشور نباید متوقف گردد. برگزار نشدن انتخابات هم از لحاظ افزون بر گسست در روند پروسه ملی و تمرین دموکراسی، فضای سیاسی و اجتماعی کشور را بیش از این در معرض آسیب و تهدید قرار میداد. بنابراین هرچند ممکن است که برگزاری انتخابات با چالشها و فقدان شفافیت لازم روبرو شود، اما بهتر از آنست که مخالفین مسلح بخصوص طالبان و داعش ساز پیروزی را بنوازند و مرگ قطعی دموکراسی را در کشور جشن گرفته و تفکر و روش قرون وسطایی خود را غالب احساس نمایند.
مسئله دیگر این است که با اعلام برگزاری انتخابات پارلمانی کم از کم زمینه و فرصت برای مطرح شدن چهرهها و افراد تازه با دیدگاههای نو فراهم میگردد. با ورود چنین افرادی تازه، جامعه در برابر دیدگاههای تازه قرار گرفته و میتوانند با استفاده از رأی خویش دریچه و راه تازه ای را بگشایند. از جانب دیگر آن عده از شخصیتها و چهرههای قبلی که تجاربی اندوخته اند و به منافع مردم و آینده کشور متعهد هستند، آنان نیز فرصت خواهند یافت که برنامه و دیدگاههای تازه خود را برای مردم عرضه دارند. در نهایت فضای رقابت انتخاباتی جامعه را از لحاظ روحی و روانی و نیز صف آراییها بگونه ای سرزنده میسازد. بنابراین رفتن بسوی برگزاری انتخابات یک گام مهم و ضروری و کاملا قابل دفاع میباشد. بنابراین مهم است که شهروندان در این باره تمرکز داشته و به ضرورت و اهمیت آن آگاه گردند.
واقعیت دیگر درباره انتخابات پیش روی این است، که برای موفقیت تمرین انتخاباتی و تعمیق دموکراسی باید اصل شفافیت را جدی بگیریم. مسئله شفافیت در انتخابات یعنی مشروعیت انتخابات. اگر انتخاباتی در هرکجای جهان از شفافیت برخوردار نباشد، در واقع سلامت و مشروعیت آن انتخابات زیر پرسش قرار گرفته و خود بدل به یک بحران و چالش ضددموکراسی خواهد شد. به همین جهت رعایت شفافیت در انتخابات کنونی پارلمانی کشور یک امر کاملا جدی و سرنوشت ساز است. در شرایط کنونی متاسفانه ذهنیتی وجود دارد که عوامل و دستهایی در ساختار حکومت و کمیسیون انتخابات و بیرون از آنها درکار اند که شفافیت انتخابات را با تقلب و جعل خدشه دار سازند. شک و بدبینیها بدینگونه است که عده ای میخواهند افراد و نامزدهای از قبل تعیین شده به پارلمان آینده فرستاده شوند. متاسفانه در این باره باید گفت یکی از چالشهای دموکراسی در جوامع این است که در هیچ انتخاباتی مسئله به صفر رساندن تقلب تاکنون غیرممکن بوده است. اما این هرگز به معنای به رسمیت شناخته شدن یا تسلیم در برابر تقلب و جعل نیست؛ بلکه منظور درک واقعیت است. در مرحله نخست حکومت و کمیسیون انتخابات مسئولیت دارند که مانع از هرگونه تخلف و جعل و تقلب انتخاباتی شوند. در این باره باید از صادقانه و متعهدانه از تمام امکانات و توان کار گرفته شود. کمیسیون انتخابات باید زمینه نظارت نهادهای انتخاباتی و ناظرین کاندیداها را در روند رأی دهی و بازشماری آراء فراهم سازد. مسئله بعدی نقش و سهم خود کاندیداها در مبارزه با تقلب و جعل میباشد. آنان نیز باید سعی کنند که اولا خود از کارگرفتن و وسوسه شدن جعل و تقلب پرهیز نمایند، دیگر اینکه با استفاده از شیوههای مختلف مانع انجام تقلب از سوی دیگر نامزدها گردند. آنان در همکاری جدی با کمیسیون انتخابات، تلاش ورزند که زمینه و فرصت تقلب از جعل کاران و تقلب کاران در هرجایی گرفته شود. در مرحله نهایی این مردم اند که سخن آخر و تصمیم نهایی را میگیرند. در شفافیت انتخابات مردم نقش محوری را دارند. آنان بایستی با صداقت و تعهد کامل در برابر هر پیش نهاد وسوسه انگیز مبنی بر جعل و تقلب مقاومت و مبارزه نمایند. در صورت برخورد باید چهره عناصر تقلب کار را معرفی سازند.
سخن نهایی این است که انتخابات پارلمانی پیش روی با همه چالشها و مشکلات و نقدهایی که بر آن وارد است باید بصورت پرشور برگزار گردیده و از وقوع هرگونه تقلب و جعل و دست برد به آراء مردم جلوگیری شود. ناکامی این پروسه میتواند پیامدهای بسیار ناگواری را بر روند سیاسی کشور و نیز مشروعیت حکومت و پارلمان آینده برجای گذارد.
(نشرشده در هفته نامه اقتدارملی 14/7/1397)
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »