رسواییهای انتخاباتی، اشتباهاتی که نباید تکرار شود!
رسواییهای انتخاباتی، اشتباهاتی که نباید تکرار شود!
پیش از آغاز روند رأی دهی مردم در انتخابات مجلس نمایندگان، گلاجان عبدالبدیع صیاد رئیس کمیسیون مستقل انتخابات کشور، طی پیامی ضمن ترغیب مردم برای حضور در پای صندوقهای رأی، مدعی گردید که کمیسیون انتخابات برای برگزاری یک انتخابات سالم و شفاف آمادگی تام گرفته است. وی در این پیام خویش تأکید ورزید که انتخابات پیش روی نسبت به انتخاباتهای پیشین شفافتر و برازندهتر خواهد بود. وی در پیام خود ویژگیهای این دور از برگزاری انتخابات بر شمرده و از آن میان سه ویژگی را مشخص ساخت: نخست تهیه لیست افراد رأی دهنده، که به زعم ایشان سرعت عمل رأی دهندگان و کارکنان انتخابات را فراهم میکند؛ دوم استفاده از دستگاه بیومتریک که زمینه تقلب را منتفی خواهد ساخت؛ نهایت اینکه کارکنان انتخابات در تمامی مراکز و سایتها آموزش لازم را دیده اند، افزون بر آن جهت پیش برد کار، از نیروی انسانی وزارت معارف نیز کارگرفته شده است. وی هم چنین با تأکید بیان داشت که تمام مواد انتخاباتی در سراسر کشور به مراکز رأی دهی انتقال یافته است.
با صدور پیام رئیس کمیسیون مستقل انتخابات چنین گمان میرفت که فقط با حضور مردم در پای صندوقهای رأی یکی از مهمترین روزهای سرنوشت ساز کشور بگونه ای مطلوب رقم خواهد خورد. اما 28 میزان در تاریخ انتخابات کشور، کاملا یک روز تراژیک ثبت گردید. زیرا از یک سوی واجدین شرایط رأی دهی که ثبت نام نموده بودند با شور و علاقه فراوان در سخت ترین شرایط، وجود تهدیدها و نگرانیهای امنیتی و مشکلات رفت و آمد در نخستین طلیعههای صبحگاهی در مراکز رأی دهی حضور یافتند! این حضور و شور و علاقهمندی مردم در پای صندوقهای رأی پیامهای متعددی را بیان داشت: از جمله وفاداری به ارزشهای دموکراتیک و حاکمیت قانون و نه گفتن به دشمنان صلح و ثبات کشور، به خصوص طالبان؛ اما سوی دیگر این روز وقوع افتضاحی بود که نه تنها تاریخ انتخابات کشور، بل انتخاباتهای منطقه هرگز بخود ندیده بود. در واقع حضور و شور مردم در مراکز رأی دهی و افتضاح انتخاباتی مسئولان کمیسیون انتخابات کشور، یک شور بختی تأثر انگیزی را در تاریخ سیاسی کشور رقم زد. بسته بودن مراکز رأی دهی تا نیمههای روزو حتا در نیمههای روز دوم انتخابات، فعال نبودن دستگاههای بیومتریک، ضعف کارکنان انتخابات در پیش برد پروسه، نبود یا کمبود مواد انتخاباتی در مراکز، عدم اطلاع رسانی دقیق به کارکنان و مردم در روز رأی دهی، وجود بینظمی مطلق در مراکز رأی دهی و...موارد یادشده به طور قاطع نشان از ضعف مدیریت و رهبری انتخابات توسط کمیسیون مستقل انتخابات داشت که شور و علاقهمندی مردم را برای خلق یک حماسه ملی ضرب صفر نموده و یک پروسه ملی را در برابر دید رسانههای داخلی و خارجی به تمسخر گرفته و به افتضاح کشاند!
به عبارت دقیقتر میتوان گفت که برگزاری انتخابات 28 میزان، نشان داد که رهبران سیاسی کشور و مسئولان کمیسیونهای انتخاباتی هرگز درسهای لازم را از تجارب گذشته نیاموختند و یا اینکه نمیخواهند آن درسها بیآموزند! تنها توصیفی که برای انتخابات مجلس نمایندگان در 28 میزان سال روان میتوان بیان داشت استقبال عالی و شعور و شور و تعهد توصیف ناپذیر مردم برای حضور در پای صندوقهای رأی جهت تعیین سرنوشت شان میباشد.
آنچه که پیامدهای افتضاح انتخاباتی را نگران کنندهتر ساخته است این است که رهبران سیاسی حکومت و رهبری کمیسیون مستقل انتخابات ضمن ناچیز شمردن افتضاحات به بارآمده، سخن از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده بر زبان آورده اند! حال آنکه انتظار میرفت که نهادها و مراجع ذیربط عدلی و قضایی در زمینه باز پرسی بخاطر ضایع ساختن و صدمه زدن به اعتبار و پروسه ملی انتخابات از مسئولان کمیسیونهای انتخاباتی، همچنان سکوت اختیار ورزیده اند؟ بایست به صراحت یاد آورشد که رفتن بسوی انتخابات ریاست جمهوری، بدون توجه به درسهای که از تجارب انتخاباتهای پیشین و به ویژه انتخابات اخیر پارلمانی توسط حکومت، و عدم توبیخ و تغییر در رهبری کمیسیونهای انتخاباتی، به طور قطع کشور بار دیگر وقوع فاجعه و بحران انتخاباتی بدتر از انتخابات ریاست جمهوری سال 1393 را شاهد خواهد بود. عقل سلیم، مصلحت کشور، احترام به حقوق مردم و مشروعیت نظام سیاسی و مقبولیت حکومت آینده ایجاب مینماید که پیش از هرگونه تصمیم گیری و آغاز برنامه ریزی و فعالیت در راستای انتخابات ریاست جمهوری آینده، بایستی تجارب انتخاباتی بصورت جدی مورد توجه قرار گرفته و اعمال گردد و نیز در رهبری کمیسیونهای انتخاباتی تغییرات و اصلاحات دقیق صورت گیرد.
(هفته نامه اقتدارملی 5/8/1397)
عنوان یادشده معطوف به رویدادها وتحولات معاصرافغانستان است. براین مبنی : فصل نخست ،دوره کوتاه زمامداری امان الله خان می باشد که دراین دوره افغانستان باجهان متمدن ارتباط نزدیک تربرقرارساخت وآغازروند تجددگرایی محسوب می گردد. فصل دوم از بعدازسقوط امان الله خان تا پایان کودتای سردارمحمدداود که دوره سلطه سلسله های خاندانی وحاکمیت حکومت های موروثی بود. فصل سوم ازآغازروی کارآمدن حزب دموکراتیک خلق وپس ازآن استقرارحکومت مجاهدین وسپس حاکمیت طالبان که دراین دوره کشوردست خوش بحران وآشوب گردیده ووجه مشترک شان فقدان یک حاکمیت مشروع وباثبات می باشد. ازویژگی دیگراین نوع زمامداری متکی برنوعی ایدئولوژی خاص ضددینی ودینی وافراط گرایی می باشد. فصل چهارم با وقوع حادثه یازده سپتامبر2001 که مصادف باسقوط طالبان بوده وپس ازآن نوع دیگری ازنظام سیاسی درافغانستان استقراریافت که بعنوان دوره " دموکراسی " یادمی شود. اینک مادرفصل چهارم ازحیات سیاسی خود بسرمی بریم . دراین دوره باهمه بی قوارگی آن یک ویژگی وجودداردکه دردوره های دیگروجودنداشت وآن آزادی نسبی که برای آزادی بیان ورسانه ها وآزادی سیاسی واجتماعی می باشد. هرچندکه مدت اندکی ازاین فصل می گذرد ،ومعلوم نیست که حاکمیت تاکی وچه وقت به این آزادی تعهدوپای بندی نشان دهد ، امایک نکته واضح است که دراین دوره تاریخی فرصت ها وزمینه های مناسب تری نسبت بگذشته وجوددارد که نیروهای فکری وسیاسی واجتماعی باآگاهی بخشی وتلاش مجدانه وپیگیر،قادرخواهندشد این فصل تاریخی را ، سرفصل افغانستان جدید قراردهند. هدف عمده دراین وبلاگ نیزآنست که براساس حقوق شهروندی وآنچه که درقانون اساسی کشورذکرگردیده ،دراین راستاتلاش صورت گرفته وباورداشت های خودرا ازاین طریق باهموطنان فرهیخته به میان نهاده ازنقدونظروپیشنهادات شان درجهت رفع نقایص وکمبود وارتقای رشدفکری بهره ببرم. به امید همراهی وهم نظری فرهیختگان هم وطن . منتظرانتقادات ، پیشنهادات ونظریات نیک وسالم تان هستم. «مدیریت وبلاگ فصل چهارم »